Whois Mark Yahoo bot last visit powered by  Ybotvisit.com Seo Monitor islameonline4.blogspot.com/ 2011-02-06 monthly 0.5  free web counter Counter Powered by  RedCounter
dns failure
‏نمایش پست‌ها با برچسب 5-فقه و احكام. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب 5-فقه و احكام. نمایش همه پست‌ها

تقيه از ديدگاه اهل سنت و جماعت

Posted by محمد


تقيه از ديدگاه اهل سنت و جماعت

ابن حجر عسقلاني يکي از علماي برجسته اهل سنت و جماعت در تعريف تقيه چنين مي گويد: «دوري جستن و اجتناب ورزيدن از آشکار ساختن معتقدات خويش را تقيه گويند»[1]. تقيه همچنين مي تواند بر زبان راندن سخني باشد که شخص در باطن هيچ اعتقادي به آن ندارد.
نکاتي بسيار مهم پيرامون اين مسأله:
1- انسان مسلمان تقيه و توريه را با مشرکين و کافراني بکار مي برد که در صورت برآورده نساختن خواست آنها، او را تحت آزار و اذيت و شکنجه قرار داده و يا حتي ممکن است او را به قتل برسانند.

ابن جرير طبري -رحمت الله عليه- در تفسير اين آيه:
﴿إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً﴾. [آل عمران / 28]. «مگر در صورتيکه از آنها (کافران) بهراسيد و با آنها راه تقيه و توريه پيش گيريد». گفته است: «تقيه که خداوند متعال آنرا در اين آيه ذکر کرده است فقط با کفار بکار برده مي شود و نه با مسلمانان»[2].
2- با وجود اينکه تقيه کردن با کافران به هنگام تهديد و آزار و اذيت آنها، مسأله اي جائز و روا مي باشد اما آنچه شايسته تر و برازنده تر است که انسان مسلمان در مقابل خواسته هاي نا به حق آنها ايستادگي کرده و تسليم اوامر کافران نگردد. ابن بطال در اين رابطه مي گويد: «تمام علما بر اين مسأله اتفاق نظر دارند که آن مسلماني که در مقابل تهديدات و شکنجه هاي کافران ايستادگي کند و سخنان کفر آلودي را که آنها خواسته اند بر زبان خويش جاري نسازد و در اين راه جان خود را از دست بدهد، اجر و ثواب افزون تري را صاحب مي شود»[3].
زندگاني و سيرت رسول الله (صلى الله عليه وسلم) و ياران ايشان همچون ابوبکر صديق و بلال حبشي و شهادت سميه مادر عمار و خبيب -رضي الله عنهم أجمعين- و مقاومت آنها در برابر شکنجه ها و آزار و اذيت هاي مشرکين، بهترين شاهد براي اين مسأله مي باشد.
3-تقيه هرگز نبايد از چهار چوب زبان فراتر رفته و به اعتقادي قلبي و يا به عمل مبدل گردد.
ابن عباس -رضي الله عنهما- مي گويد: «کاربرد تقيه فقط در چهار چوب زبان منحصر مي گردد و قلب بايستي مالامال ايمان باشد». و ابو العالية در اين رابطه گفته است: «تقيه کردن فقط با زبان مي باشد، نه با عمل»[4].
4- تقيه کردن فقط در حالت ضرورت و تنگنايي بکار برده مي شود. همانگونه که اگر شخصي از شدت گرسنگي در معرض هلاک شدن باشد، مي تواند از گوشت مردار و يا خوک استفاده کرده و خود را نجات دهد.

احکام قربانی

Posted by محمد

احکام قربانی

دکتر محمّد العبیدلی
 
تعریف قربانی:

قربانی (اضحیه) در لغت به حیوانی اطلاق می‌شود كه قرار است ذبح شود؛یا حیوانی كه در ایام عید قربان ذبح می‌شود.

و در اصطلاح: قربانی عبارتست از ذبح حیوانی مخصوص، در زمانی مخصوص، به نیّت نزدیکی و تقرّب به الله عزّوجّل(1).


یا آنچه كه در روزهای قربانی (دهم تا سیزدهم ذی الحجه) بمنظور نزدیکی به خداوند متعال ذبح میشود. و... سبب نامگذاری آن به (أضیحه) برای این است که در وقت ضحی یا چاشت قربانی میشود.

خداوند متعال میفرماید:

{قل إن صلاتی و نسكی و محیای ومماتی لله رب العالمین لا شریك له} [الأنعام: ١٦٢ - ١٦٣]

«بگو همانا نماز و قربانیم و زندگانی و مرگم برای الله عزّوجّل است؛ كه هیچ شریكی ندارد... »

خداوند متعال میفرماید:

{وفدیناه بذبح عظیم} [الصافات: ١٠٧]

«ما قربانی بزرگ و ارزشمندی را فدا و بلا گردان او کردیم.»



حکم آن

قربانی بر کسی که توانایی انجام آن را داشته باشد واجب است. دلیل آن حدیثی از ابوهریره (رضی الله عنه) است كه پیامبر خدا (صلی الله علیه و سلم) فرمود: « مَنْ كَانَ لَهُ سَعَةٌ وَلَمْ یضَحِّ فَلاَ یقْرَبَنَّ مُصَلاَّنَا »(3)

«هر کس با وجود توانایی مالی، قربانی نکند به مصلّای عید ما نزدیک نشود.»

و همچنین میفرمایند: «مَنْ ذَبَحَ قَبْلَ أَنْ یصَلِّىَ فَلْیعِدْ مَكَانَهَا أُخْرَى ، وَمَنْ لَمْ یذْبَحْ فَلْیذْبَحْ »(4) «هر کس قبل از نماز عید قربانی كرده است، باید بعد از نماز حیوان دیگری را بجای آن قربانی کند؛ و هر كس قربانی نكرده، پس هم اكنون قربانی كند.»

ظاهر این حدیث بر وجوب قربانی دلالت دارد و هیچ دلیلی بر خلاف این حدیث نیز نیامده است. بویژه اینکه - همانطوركه در حدیث بالا گذشت - رسول الله (صلی الله علیه و سلم) دستور به تكرار قربانی میدهند.



ابتدای وقت قربانی

خداوند متعال میفرماید:

{فصل لربك وانحر} [الكوثر: ٢]

«تنها برای پروردگار خود نماز بخوان و قربانی بکن.»

این آیه دلالت بر این دارد که وقت قربانی پس از پایان نماز عید آغاز می‌شود؛ زیرا خداوند متعال در این آیه ابتدا نماز را ذكر نموده وسپس قربانی.(5)

و امّا حدیثی كه در این رابطه وارد شده است...

رسول اکرم (صلی الله علیه و سلم) میفرماید: « إِنَّ أَوَّلَ مَا نَبْدَأُ فِى یوْمِنَا هَذَا أَنْ نُصَلِّىَ ، ثُمَّ نَرْجِعَ فَنَنْحَرَ ، فَمَنْ فَعَلَ ذَلِكَ فَقَدْ أَصَابَ سُنَّتَنَا ، وَمَنْ نَحَرَ قَبْلَ الصَّلاَةِ فَإِنَّمَا هُوَ لَحْمٌ قَدَّمَهُ لأَهْلِهِ ، لَیسَ مِنَ النُّسْكِ فِى شَىْءٍ »(6)

«اوّلین وظیفه ما امروز این است که نماز عید را بخوانیم و سپس بازگشته و قربانی کنیم؛ هر کس چنین کند طبق سنّت و روش ما درست عمل کرده است، و هرکس پیش از نماز قربانی کرده است، قربانی او صحیح نیست؛ بلکه آن قربانی تنها بعنوان گوشتی است كه برای مصرف خانواده‌اش تدارك دیده است، و قربانی محسوب نمیشود و ثواب قربانی هم ندارد.»



آخرین وقت قربانی

پیامبر خدا (صلی الله علیه و سلم) میفرماید: « كُلُّ أَیامِ التَّشْرِیقِ ذَبْحٌ »(7)

«تمامی روزهای تشریق وقت قربانی است.»

طبق این حدیث، قربانی كردن در طول «ایام تشریق» صحیح است؛ ایام تشریق شامل روز عید قربان (10 ذی الحجّه) و سه روز بعد از آن (11 و 12 و 13 ذی الحجّه) میشود.

نظر امام شافعی (رحمه الله) نیز همین است. شیخ آلبانی (رحمه الله) میگوید: «برای قربانی کردن در روزهای تشریق (از 10 الی 13 ذی الحجه) وقت خاصّ وبهتری وجود ندارد. از صبح روز عید قربان (بعد از نماز عید) تا عصر روز چهارم از روزهای عید، تمامی آن وقت قربانی وذبح است.»

وقت قربانی تا غروبِ خورشید روزِ چهارمِ عید قربان ادامه دارد.



شرطهای قربانی

شرط اول:

حیوان قربانی از چهارپایان اهلی باشد؛ كه عبارتند از شتر وگاو وگوسفند.

خداوند متعال میفرماید:

{على ما رزقهم من بهیمة الأنعام} [الحج: ٢٨]

«چهارپایانی را ذبح کنند که خدا به ایشان عطا نموده است.»

شرط دوم:

حیوان قربانی می‌بایست به سنّ معتبر شرعی رسیده باشد.

رسول اکرم (صلی الله علیه و سلم) میفرماید: «لاَ تَذْبَحُوا إِلاَّ مُسِنَّةً(8) إِلاَّ أَنْ یعْسُرَ عَلَیكُمْ فَتَذْبَحُوا جَذَعَةً(9) مِنَ الضَّأْنِ»(10) «ذبح نکنید مگر حیوان بالغی كه دندانهای شیری‌اش افتاده باشد؛ اگر برای شما دشوار باشد، پس گوسفندی که یکسال كامل دارد، را قربانی کنید.»

سنّ شرعی برای حیوانات قربانی به ترتیب زیر است:

1- شتر: فقهاء اتّفاق دارند بر اینکه سن شتر قربانی باید 5 سال باشد؛ كه برای هفت نفر قربانی کننده کفایت میکند.(11)

2- گاو: باید دو ساله باشد(12)؛ و هفت قربانی کننده را کفایت میکند.

3- بز: باید یکسال کامل داشته باشد و وارد سال دوم شده باشد.(13) (یعنی بزی که تمام بدنش را مو پوشانده باشد)؛ و برای یک مرد وخانواده‌اش کفایت میکند.

4- گوسفند: باید یکسال داشته باشد(14)؛ (یعنی گوسفندی كه بدنش از پشم پوشیده شده باشد). [در این مورد بین علما اختلاف وجود دارد و برخی فقها ۶ماهه را نیز جایز دانسته اند- مترجم] و برای یک مرد واهل خانه‌اش کفایت میکند.(15)

شرط سوم

حیوان قربانی از هرگونه عیبی كه مانع صحّت و قبول قربانی میشود، سالم باشد. عیبهایی كه براء بن عازب (رضی الله عنه) در حدیثی از رسول الله (صلی الله علیه و سلم) روایت نموده است؛ براء (رضی الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و سلم) روزی در بین ما ایستاد و سپس فرمود: «أَرْبَعٌ لاَ تَجُوزُ فِى الأَضَاحِى الْعَوْرَاءُ بَینٌ عَوَرُهَا وَالْمَرِیضَةُ بَینٌ مَرَضُهَا وَالْعَرْجَاءُ بَینٌ ظَلْعُهَا وَالْكَسِیرُ الَّتِى لاَ تَنْقَى»(16)


«چهار حیوان برای قربانی جایز نیست:

1- حیوانِ کوری که کور بودنش واضح باشد.

2- حیوانِ بیماری که بیماریش آشکار باشد.

3- حیوانِ لنگی که لنگی‌اش آشکار باشد.

4- حیوانِ عضو شکسته‌ای که بهبود نمی‌یابد.» (استخوانهایش مغز نداشته باشد)

و نزد ترمذی «والعجفاء التی لا تنقی»(17): حیوانی که چنان لاغر وضعیف باشد که استخونهایش مغز نداشته باشند. و در روایتی دیگر...

« أَمَرَنَا رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- أَنْ نَسْتَشْرِفَ الْعَینَ وَالأُذُنَ »(18)

«رسول اکرم (صلی الله علیه و سلم) به ما امر نمودندکه هنگام انتخاب حیوان قربانی دقّت کنیم كه چشم وگوشِ حیوان سالم باشد.»

پس عیبهایی كه مانع صحّت و قبولی قربانی میشوند، بترتیب زیر است:

1- حیوان کوری که کور بودنش واضح باشد.

شیخ محمد بن صالح العثیمین(19) (رحمه الله) میگوید: « حیوانی که کوری چشمش بخاطر فرورفتگی یا بیرون آمدن و برجستگی آن، مشخّص و واضح باشد، برای قربانی درست نیست؛ اما اگر حیوان کور است ولی کوری آن آشکار و واضح نیست، کفایت میکند؛ امّا بهتر و اولی‌تر است كه چشمش كاملاً سالم باشد؛... اما حیوانی که شب‌کوری دارد یا چشمش ضعیف است و روزها می‌بیند امّا شبها نمی‌بیند، شافعی‌ها به صراحت گفته‌اندکه کفایت میکند؛ بخاطر اینکه کوریش واضح وآشکار نیست.»(20)

2- حیوانِ بیماری كه بیماری‌‌اش ظاهر و آشکار باشد.

یعنی حیوان دچار سستی و کسالت و کندی در حرکت و کم خوراکی باشد؛ و بیماری در بنیه و جسم حیوان تأثیر گذاشته و دچار لاغری و ضعف گشته است.

اگر حیوان سر حال و چاق است ولی دچار بیماریهایی چون طاعون و آبله وکورکها و زخمها و امثال آن می‌باشد، باز هم جایز نیست زیرا ممكن است در اثر خوردن گوشتش، بیماری به انسان هم سرایت كند.

3- حیوانی که لنگ است یا پایش شکسته است.

رسول اکرم (صلی الله علیه و سلم) شرط کرده است که باید لنگی و شکستگی پایش آشکار و واضح باشد. بصورتیكه حیوان، هنگام راه رفتن و چریدن از سایر حیوانات عقب می‌افتد و بدلیل شکستگی شدید پایش نمیتواند درست راه برود.

امام نووی (رحمه الله) در المجموع (8/400) میگوید: «اگر شکستگی آن کم باشد، بصورتیكه از حیوانات دیگر عقب نمی افتد، این شکستگی اشکال وضرری ندارد.»(مانع قربانی كردن حیوان نمیشود.)

4. حیوان لاغر وضعیفی است که به سبب لاغری و ضعفش استخوانهایش مشخص است.

استفاده از این حیوان در قربانی جایز نیست؛ زیرا بنیه اینگونه حیوانات ضعیف و منظرشان زشت و ناپسند است.

رسول اکرم (صلی الله علیه و سلم) میفرماید: «ولا العجفاء التی لا تنقی» یعنی: «وجایز نیست حیوان لاغری که مغز استخوان ندارد.» لا تنقی: در آن نقی (مغز استخوان) نیست.

5. حیوانی که بیشتر شاخش از نظر طولی وعرضی از بین رفته باشد. استفاده از این حیوان هم برای قربانی صحیح نیست.

حیواناتی كه قربانی كردن آنها كراهیت دارد(مكروه است):

1. المقابله :آن حیوانی است که قسمت بالای گوشش قطع شده است و تكّه گوشش آویزان است.

2. المدابره: آن حیوانی است که یک طرف گوشش قطع شده است.

3. الشرقاء: آن حیوانی است که گوشش از نظر طولی پاره شده است

4. الخرقا ء: آن حیوانی است که گوشش به صورت دایره سوراخ شده است

و همه این موارد مقیّد است به قطع شدن یا پاره بودن «نصف گوش یا بیشر از نصف»(21). یعنی اگر گوش بیش از نصف آن پاره باشدیا قطع شده باشد، حیوان معیوب محسوب میشود،و استفاده از آن برای قربانی درست نیست(22). امّا اگر پارگی و بریدگی گوشش کم باشد، جایز است و اشکالی ندارد.

حكم دُم نیز چنین است؛ و قیاس بر آن هر چیزی كه سبب کم شدن گوشت بطور آشکار و نقص آشکار در زیبایی خلقت و غیره میشود... والله اعلم.

از عبید بن فیروز روایت است كه میگوید: [ قُلْتُ لِلْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ (رضی الله عنه) حَدِّثْنِى بِمَا كَرِهَ أَوْ نَهَى عَنْهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و سلم) مِنَ الأَضَاحِىِّ. فَقَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و سلم) هَكَذَا بِیدِهِ وَیدِى أَقْصَرُ مِنْ یدِهِ « أَرْبَعٌ لاَ تُجْزِئُ فِى الأَضَاحِىِّ الْعَوْرَاءُ الْبَینُ عَوَرُهَا وَالْمَرِیضَةُ الْبَینُ مَرَضُهَا وَالْعَرْجَاءُ الْبَینُ ظَلْعُهَا وَالْكَسِیرَةُ الَّتِى لاَ تُنْقِى ». قَالَ فَإِنِّى أَكْرَهُ أَنْ یكُونَ نَقْصٌ فِى الأُذُنِ. قَالَ فَمَا كَرِهْتَ مِنْهُ فَدَعْهُ وَلاَ تُحَرِّمْهُ عَلَى أَحَدٍ.](23)

[ به براء بن عازب(رضی الله عنه) گفتم: حیواناتی را که پیامبر (صلی الله علیه و سلم)برای قربانی كردن دوست نداشت یا از آن نهی میکرد برایمان بگو ،گفت: پیامبر (صلی الله علیه و سلم) با دستش اینگونه اشاره نمود، در حالی که دست من کوتاهتر از دست ایشان است و فرمود: «چهار نوع حیوان برای قربانی جایز نیست:

1)حیوان کوری که کور بودنش واضح است. 2)حیوان بیماری که بیماری‌اش آشکار باشد. 3)حیوان لنگی که لنگی‌اش آشکار باشد. 4)حیوان عضو شکسته‌ای که بهبود نمی‌یابد.»

عبید میگوید به براء گفتم: من مکروه میدانم که گوش (حیوان قربانی) معیوب و ناقص باشد. براء گفت: هر نقصی را در حیوان ناپسند دیدی آن را رها کن (و از قربانی کردن آن خودداری کن) بدون اینکه آن را بر کس دیگری حرام کنی.]

اموری كه قربانی كننده باید در دهه اوّل ذی الحجّه از آنها خودداری کند.

قال رسول الله(صلی الله علیه و سلم): « إِذَا دَخَلَتِ الْعَشْرُ وَأَرَادَ أَحَدُكُمْ أَنْ یضَحِّىَ فَلاَ یمَسَّ مِنْ شَعَرِهِ وَبَشَرِهِ شَیئًا »(24)

رسول اکرم (صلی الله علیه و سلم) میفرماید: «وقتی دهه‌ی اول ذی الحجّه آغاز شود اگر کسی قصد قربانی را داشت باید تا زمانی که قربانی میکند، از موها و پوست خود چیزی نگیرد.» (موها وناخن‌های خود را کوتاه نکند.)

شخصی که میخواهد قربانی کند، نباید موهای بدن خود را بهر نحو مانند کوتاه کردن و تراشیدن و کندن وغیره بگیرد و این حكم شامل تمامی موهای بدن می شود. همچنین از کوتاه کردن ناخن‌ها یا شکستن آنها خودداری كند. اگر فرد قربانی كننده مرتكب این امور شود، قربانی او درست است؛ امّا از امر خدا و رسول خدا نافرمانی کرده است.

ابن قدامه (رحمه الله) در کتاب المغنی (11/96) میگوید: «اگر این کار را انجام داد (موها وناخن‌ها را گرفت) استغفار کند؛ و اجماع علماء برآن است که هیچ فدیه‌ای بر گردن او نیست، چه عمداً انجام داده باشد و چه سهواً.»



بهترین قربانی

مستحب است که حیوان قربانی، قوچ نر شاخ داری باشد که رنگ آن سفید، و اطراف چشمانش و پاهایش سیاه باشد؛ این بهترین قربانی است که رسول اکرم(صلی الله علیه و سلم) مستحب دانسته و آن را - طبق احادیث صحیح وارد شده- ذبح نموده‌اند.(25)



روش صحیح ذبح کردن

از انس (رضی الله عنه) روایت است که فرمود: « ضَحَّى رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و سلم) بِكَبْشَینِ أَمْلَحَینِ أَقْرَنَینِ قَالَ وَرَأَیتُهُ یذْبَحُهُمَا بِیدِهِ وَرَأَیتُهُ وَاضِعًا قَدَمَهُ عَلَى صِفَاحِهِمَا قَالَ وَسَمَّى وَكَبَّرَ.» «رسول اکرم (صلی الله علیه و سلم) را دیدم كه دو قوچ شاخ داری که رنگ سیاه و سفید داشتند، با دست خود برای قربانی، ذبح نموده و به هنگام ذبح فرمودند:(بسم الله والله اکبر)» انس (رضی الله عنه) میگوید: «من دیدم که در موقع ذبح پای خود را بر پهلوی گردن آنها گذاشتند و «بسم الله والله اکبر» گفتند.»(26)

همچنین امام مسلم در صحیحش روایت کرده است که همانا رسول اکرم (صلی الله علیه و سلم) به عایشه(رضی الله عنها) فرمودند: (« یا عَائِشَةُ هَلُمِّى الْمُدْیةَ ». ثُمَّ قَالَ « اشْحَذِیهَا بِحَجَرٍ ». فَفَعَلَتْ ثُمَّ أَخَذَهَا وَأَخَذَ الْكَبْشَ فَأَضْجَعَهُ ثُمَّ ذَبَحَهُ ثُمَّ قَالَ « بِاسْمِ اللَّهِ اللَّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنْ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَمِنْ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ ». ثُمَّ ضَحَّى بِهِ.) «ای عائشه چاقو را بیاور.» سپس فرمودند: «آن را با سنگ تیز کن.» عایشه (رضی الله عنها) چاقو را تیز کرد. رسول اکرم (صلی الله علیه و سلم) چاقو را برداشتند و قوچ را به پهلو خوابانیدند و ذبح کردند و سپس فرمودند: « بنام الله؛ پروردگار این قربانی را از محمّد وآل محمّد وامّت محمّد بپذیر. » و سپس قربانی کردند.

دو حدیث گذشته نشانگر استحباب بر پهلو خوابانیدن گوسفند در هنگام ذبح هستند. خواباندن گوسفند بر پهلوی چپ و قرار دادن آن بطرف قبله مورد اتّفاق همه علماء است. همچنین این احادیث دلالت بر این دارند که شخص ذبح کننده چاقویش را تیز کند و «بسم الله(27) و الله اکبر» بگوید و به وسیله قطع کردن دو رگ کلفتِ دو طرف گردن، خون قربانی را جاری كند. سپس میگوید: « اللهم تقبل من (فلان) و آل (فلان).» «پروردگارا از این قربانی از (فلانی)و (خانواده فلانی) بپذیر.» و پاهایش را روی کناره گردن حیوان قرار میدهد تا ذبح آسانتر انجام شود.

شیخ ابن عثمین (رحمه الله) میفرماید: «هنگامی که دو رگ کلفت در دو طرف گردن حیوان قطع شد، گوشتِ حیوان حلال گشته است؛ اگر چه حلقوم و نای حیوان قطع نشده باشد. برای اینکه هیچ دلیلی بر لزوم قطع كردن حلقوم و نای نیست.»(28)

و سنّت رسول اکرم(صلی الله علیه و سلم) اینست كه ذبح حیوان قربانی در محلّ «مصلی عید» انجام شود.(29)



وکالت دادن در قربانی

گرفتن وکیل و نماینده در سر بریدن حیوان قربانی جایز است،شخص قربانی کننده می تواند شخصی را از طرف خود به عنوان وکیل برای سر بریدن و تقسیم قربانی تعیین کند.(یعنی این كارها را به او محوّل سازد) و این عمل در بین تمامی اهل علم جایز است و هیچ خلافی در آن نیست.



یك نكته مهمّ:

اگر در شکم حیوان قربانی جنینی باشد، حکم آن چیست؟

از ابی سعید (رضی الله عنه) روایت است که فرمود:« سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و سلم) عَنِ الْجَنِینِ فَقَالَ « كُلُوهُ إِنْ شِئْتُمْ». وَقَالَ مُسَدَّدٌ قُلْنَا یا رَسُولَ اللَّهِ نَنْحَرُ النَّاقَةَ وَنَذْبَحُ الْبَقَرَةَ وَالشَّاةَ فَنَجِدُ فِى بَطْنِهَا الْجَنِینَ أَنُلْقِیهِ أَمْ نَأْكُلُهُ قَالَ « كُلُوهُ إِنْ شِئْتُمْ فَإِنَّ ذَكَاتَهُ ذَكَاةُ أُمِّهِ »(30) (از رسول اکرم (صلی الله علیه و سلم) درباره جنین پرسیدم، رسول اکرم (صلی الله علیه و سلم) فرمود: «اگر دوست داشتید آن را بخورید.») و در روایت دیگر (گفتیم: ای رسول خدا همانا ما شتری را نحر یا گاو و گو سفند را ذبح میکنیم و در شکم آنها جنین است؛ آنرا بخوریم یا بیرون بیندازیم؟ فرمود: « اگر خواستید آن را بخورید. همانا ذبح حیوانِ مادر، ذبح جنین هم محسوب میشود.»



چگونگی توزیع گوشت قربانی

رسول اکرم (صلی الله علیه و سلم) در ابتدا از ذخیره کردن گوشتهای قربانی بیش از سه روز نهی کرد و سپس آن را جایز دانستند.

رسول اکرم (صلی الله علیه و سلم) میفرماید: « إِنَّمَا نَهَیتُكُمْ مِنْ أَجْلِ الدَّافَّةِ الَّتِى دَفَّتْ فَكُلُوا وَادَّخِرُوا وَتَصَدَّقُوا »(31) «همانا شما را از ذخیره کردن گوشت قربانی بخاطر ورود صحرانشینان فقیر به مدینه نهی کردم،پس (از این به بعد می‌توانید) بخورید و ذخیره کنید و صدقه دهید.»

و در روایتی دیگری: «کلوا و أطعموا وادّخروا» «بخورید و اطعام دهید و ذخیره کنید.» و در روایتی دیگر نزد مسلم، این چنین آمده است: «کلوا و اطعموا واحبسوا و ادّخروا» «بخورید و در راه خدا به نیازمندان بدهید و ذخیره کنید.»

با استناد به این احادیث...

برای خانواده قربانی کننده مستحبّ است که ازگوشت قربانی بخورند و برای خودشان ذخیره کنند و مقداری از آن هدیه بدهند و مقداری از آن به فقرا و نیازمندان صدقه دهند؛ و در شرع هم برای هر كدام از امور بالا ( ذخیره كردن - هدیه دادن - صدقه ) مقدار مشخّصی تعیین نشده است.(یعنی بستگی به خود صاحب قربانی دارد كه گوشت آن را چگونه توزیع كند.)

از فروش گوشت قربانی و دادن دستمزد قصّاب از آن نهی شده است.

سیدنا علی (رضی الله عنه) میفرماید:« أَمَرَنِى رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و سلم) أَنْ أَقُومَ عَلَى بُدْنِهِ وَأَنْ أَتَصَدَّقَ بِلُحُومِهَا وَجُلُودِهَا وَأَجِلَّتِهَا وَأَنْ لاَ أُعْطِىَ الْجَازِرَ مِنْهَا (شیئاَ). قَالَ « نَحْنُ نُعْطِیهِ مِنْ عِنْدِنَا »(32) «رسول اکرم (صلی الله علیه و سلم) مرا امر نمودند تا کارهای شتر قربانی را انجام دهد و اینکه گوشت و پوست و پشم آن را صدقه دهم و از آن چیزی(دستمزد) به قصاب ندهم.» ومیفرماید: « همانا مزد قصاب را از خود پرداخت میکردیم.»

امام شوکانی(رحمه الله) میفرماید: «از جمله (وأن لا أعطی الجازر منها شیئاً) در این حدیث ممكن است اینگونه برداشت شود که از حیوان قربانی شده بهیچوجه چیزی به قصّاب داده نشود، اما منظور این حدیث، این است كه از حیوان قربانی بعنوان دستمزد چیزی به قصّاب داده نشود؛ امّا به غیر از آن (بعنوان صدقه یا هدیه) اشکالی ندارد.»

امام قرطبی(رحمه الله) میفرماید: «با استناد به این حدیث پوست وپشم قربانی فروخته نمیشود؛ چون جزئی از گوشت است و دادن پوست وپشم به قصاب بعنوان دستمزد حکم فروش دارد و اتّفاق همه علماء بر این است که گوشت و پوست و پشم حیوان قربانی فروخته نمیشود و فروش آن ممنو ع است.»(33)
 


حکم صدقه دادن قیمت حیوان بجای قربانی كردن آن

جایز نیست. از رسول اکرم (صلی الله علیه و سلم) و اصحاب گرامیش روایت نشده است که این كار را انجام داده باشند؛ بلکه همه آنها قربانی میکردند و اگر پرداخت قیمت بجای قربانی بهتر و درست بود، آن را انجام میدادند. و... بهترین هدایتها و راهها، هدایت و راه رسول الله (صلی الله علیه و سلم) است.



حکم انتقال گوشت قربانی وذبح آن خارج از شهر قربانی کننده چیست ؟

هیچ دلیلی بر ممنوعیت انتقال گوشت قربانی و ذبح آن خارج از شهر قربانی کننده از رسول اکرم(صلی الله علیه و سلم) وارد نشده است. و همانطوركه میدانید اكثر مردم در شهر خودشان قربانی میکنند و اگر برخی خارج از شهر خود قربانی کنند، بیم از بین رفتن این عبادت و شعار الهی وجود ندارد.

امام شافعی(رحمه الله) میفرماید: «خوردن گوشت قربانی مستحب و اطعام دادن آن (به دیگران) واجب است.» معلوم است هرگاه مستحبّات با واجبات و مصالح بزرگتر تعارض پیدا کند، همانا جایز است برای رسیدن به مصالح بزرگتر، مستحبّات را ترک کرد و این مسئله نزد اهل علم معروف ومشهور است.

و بدان که همانا بزرگترین هدف دین اسلام از قربانی، اطعام وغذا دادن (به فقرا) است؛ و نهی رسول الله (صلی الله علیه و سلم) از ذخیره کردن قربانی بیش از سه روز به سبب فقر ونیازمندی دیگران دلیلی بر همین امر مهمّ است؛ و هنگامی که فقر برطرف شد، نهی از ذخیره کردن بیش از سه روز نیز برطرف شد. مطمئناً با كمك (و فرستادن گوشت قربانی) به شهرها و روستاهای آسیب‌دیده از زلزله و سیل و طوفان، بیشتر مقصد دین محقّق میشود.
 


حکم مسلمانی که توانایی قربانی ندارد

رسول الله (صلی الله علیه و سلم)از طرف آن عدّه از امّتش كه توانایی و استطاعت ندارند، قربانی نموده‌اند؛ تا آنها هم از اجر و ثواب قربانی بی‌نصیب نمانند.

رسول اکرم (صلی الله علیه و سلم) در هنگام ذبح یکی از قوچ‌ها فرمودند: « بِسْمِ اللَّهِ وَاللَّهُ أَكْبَرُ هَذَا عَنِّى وَعَمَّنْ لَمْ یضَحِّ مِنْ أُمَّتِى»(34) «بسم الله و الله اكبر. پروردگارا ! این از طرف من و هركس از امّتم که قربانی نکرده است.»



خواننده عزیز...
در ادامه توجه شما را جلب می‌كنم به برخی از سؤالاتی كه در این باره از عدّه‌ای از علماء و مشایخ پرسیده شده و ایشان جواب داده‌اند.

سوال اوّل

من و همسرم بهمراه پدرم در یك خانه زندگی می‌كنیم، اگر یك قربانی را در روز عید قربان انجام دهم، آیا برای همه ما كافیست؟

ج: همانطوریكه ذكر كردی، قربانی كردن یك حیوان برای انجام دادن سنّت برای شما و پدرت و هسرت و همسر پدرت و اهل خانواده كافی می باشد.

سؤال دوّم

چند روز بعد از عید میتوان قربانی كرد؟

ج: روزهای قربانی 4 روز است. روز عید (دهم ذی الحجّه) و سه روز بعد از آن و با غروب روز چهارم وقت قربانی تمام می‌شود.

سؤال سوّم


دارای دو خانواده(همسر) هستم، كه هر كدام آنها در خانه‌ای مستقل زندگی می‌كنند، آیا یك قربانی برای هر دو كافیست؟

ج: یك قربانی برای شما كافیست، در صورتیكه صاحب خانه یكی باشد. اگر در هر خانه یك قربانی بطور جداگانه انجام دهی، بهتر است.



سؤال چهارم

آیا شكستن استخوانها و شاخ حیوان قربانی بعد از ذبح جایز است؟

ج: شكستن استخوانها و شاخ‌های حیوان قربانی بعد از ذبح اشكالی ندارد.



سؤال پنجم

آیا جایز است حیوانی كه قیمت آن هنوز پرداخت نشده است، ذبح كرد و بعد از مدّتی قیمت آن را پرداخت كرد؟

ذبح كردن آن جایز است. اگرچه پرداخت قیمت آن تا بعد از ذبح به تأخیر بیفتد.



سؤال ششم

برّه‌ای كه دُمِ آن از كوچكی قطع شده است، به قصد اینكه بیشتر چاق شود، آیا برای قربانی وعقیقه جایز است؟

ج: قربانی كردن حیوانی كه دم آن قطع شده جایز نیست، نه در قربانی نه در عقیقه. امّا اگر از ابتدا دم نداشته باشد، اشكالی ندارد. حكم آن مانند شاخ شكسته و حیوانی كه اصلاً شاخ ندارد و حیوانی كه گوش آن كوچك یا بدون گوش است، میباشد و حكم تمامی آنها جایز میباشد.



سؤال هفتم

اگر مرد خانه فریضه حجّ را انجام داد وقربانی كرد آیا این قربانی برای خودش و خانوده‌اش كه در وطنش هستند، كافیست؟

ج: این قربانی برای خودش كافی می باشد و برای خانواده‌اش قربانی دیگری لازم می‌باشد. امّا اگر همسر ندارد یا اینكه همسر و خانواده‌اش با او در حجّ هستند، این قربانی كافی می‌باشد.



سؤال هشتم

چه كسانی مستحقّ گوشت قربانی هستند؟

ج: صاحب قربانی میتواند برای استفاده خود و خانواده از آن بردارند و سپس به فقرا جهت رفع نیاز روز عید و به اقارب جهت ارتباط خویشاوندی (صله رحم) و به همسایگان و دوستان جهت محكم كردن اخوّت و برادری، بدهند. بهتر است كه گوشتها را در همان روز اوّل عید توزیع نماید تا بدینوسیله دل فقرا و دوستان و خویشاوندان را شاد نماید.

سؤال نهم

آیا دادن گوشت قربانی به كافر جایز است؟

ج: بله جایز است.



سؤال دهم

طبق حدیث « من أراد أن یضحی... فلا یأخذ من شعره و لا بشرته و لا اظافره...»كسی كه می‌خواهد قربانی كند، نباید مو و ناخن خود را بگیرد، آیا این شامل خانواده او هم میشود؟



ج: این نهی فقط خاص كسی است كه قربانی می كند. امّا بر خانواده او لازم نیست. بنابر اصل بر آن جواز است و هیچ دلیلی بر خلاف اصل نیست.



سؤال یازدهم

آیا دادن شكمبه و پوست و دست و پای حیوان به قصّاب جایز است؟

ج: اگر به عنوان دستمزد نباشد، اشكالی ندارد. در صورتی كه فقیری مستحقّ‌تر از او هست به آن فقیر داده میشود.



سؤال دوازدهم

آیا برای مرده هم قربانی انجام می‌شود؟

ج: قربانی فقط برای زنده‌ها سنّت است ، و برای مرده سنّت نیست. و رسول اكرم (صلی الله علیه و سلم) برای مرده‌ها قربانی نكرده است. و بدین خاطر این امر مشروعیت ندارد.



*این مطلب، ترجمه كتابچه "احكام الأضحیه" نوشته شیخ محمّد العبیدلی می‌باشد.*


منبع : بیداری اسلامی

گدایی حلال است یا حرام ؟

Posted by محمد

گدایی حلال است یا حرام ؟
نويسنده: امین الدین سعیدی

خداوند متعال مي فرمايد :
{ وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللّهِ رِزْقُهَا} هود: ٦

{ لِلْفُقَرَاء الَّذِينَ أُحصِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاء مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِيمَاهُمْ لاَ يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافاً} البقرة: ٢٧٣

{ وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَاماً} الفرقان: ٦٧
( در زمين هيچ جنبنده ای نيست مگر اينکه روزی وی بر خدا است. هود: 6)

و ميفرمايد:( صدقات مخصوص فقرائی است که در راه خدا ناتوان شده و نمی توانند در زمين سفر نمايند و نادان آنان را توانگر می پندارد به علت طمع نکردن، ولی تو آنان را می شناسی از چهرهء شان که از مردم به الحاح سؤال می کنند. بقره: 273 )


در احادیث متبرکه آمده است :
عَنْ حُبْشِيِّ بْنِ جُنَادَةَ السَّلُولِيِّ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ فِي حَجَّةِ الْوَدَاعِ وَهُوَ وَاقِفٌ بِعَرَفَةَ أَتَاهُ أَعْرَابِيٌّ فَأَخَذَ بِطَرَفِ رِدَائِهِ فَسَأَلَهُ إِيَّاهُ فَأَعْطَاهُ وَذَهَبَ حَرُمَتْ الْمَسْأَلَةُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِنَّ الْمَسْأَلَةَ لَا تَحِلُّ لِغَنِيٍّ فَعِنْدَ ذَلِكَ وَلَا لِذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ إِلَّا لِذِي فَقْرٍ مُدْقِعٍ أَوْ غُرْمٍ مُفْظِعٍ وَمَنْ سَأَلَ النَّاسَ لِيُثْرِيَ بِهِ مَالَهُ كَانَ خُمُوشًا فِي وَجْهِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَرَضْفًا يَأْكُلُهُ مِنْ جَهَنَّمَ وَمَنْ شَاءَ فَلْيُقِلَّ وَمَنْ شَاءَ فَلْيُكْثِرْ " (جامع الترمذی)

از حُبَیش بن جناده سلولی رضی الله عنه روایت است که :« رسول الله صلی الله علیه وسلم در حجة الوداع در حالیکه در عرفات ایستاده بود،مرد اعرابی آمد، و از گوشهء چادر انحضرت صلی الله علیه وسلم گرفت، و از ايشان خواست که آن چادر را به او بدهند، پس رسول الله صلی الله علیه وسلم چادر خویش را به آن مرد اعرابی داد، و او رفت. آنگاه پیامبر صلی الله علیه وسلم ،سوالگری و گدایگری را حرام قرار داد، فرمودند: برای مرد ثروتمند، و برای مرد تنومند و سالم گدایگری حلال نمی باشد ، مگر برای کسی که با فقر سخت، ویا با قرض بسیار گران روبرو شده باشد، وهر که به سوی مردم دست گدای را دراز کند تا (ازين طريق ) بر مال خويش بیفزاید، (این عمل او) در روز قیامت به صورت خراشه ها در چهره اش( نمایان میگردد)، و این اموال شان به سنگ های داغ و بریان مانند سنگ های دوزخ در می آید که آنرا می خورند ،پس هر که خواسته باشد، ازآن بکاهد، و یا برآن بیفزاید.» (روای حدیث ترمذی)

بحث لغوی حدیث متبرکه :

1-{ الْمَسْأَلَةَ لَا تَحِلُّ لِغَنِيٍّ} : هدف از غنی درحدیث متبرکه به گفته میشود که : نیازمندیهای وضرورت های که عبارت از طعام، لباس و خانه است، را دارا ، باشد.

همچنان هدف از غنی در حدیث متبرکه کسانی اند که مالک نصاب زکات بوده باشد.

2-{ لِذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ }: یعنی کسانیکه از لحاظ فزیکی و عقلی صحیح و سالم بوده و هیچ گونه ناتوانی و مریضی که مانع کسب و کار او گردد، نداشته باشد .

3-{ لِذِي فَقْرٍ مُدْقِعٍ }:
1- هدف از شخص فقیر در حدیث متبرکه به کسی اطلاق میشود که : : هیچ چیز در اختیار نداشته باشد .

2- وهدف ازشخص مسکین : به کسی اطلاق میشود که : مقدار چیزی را در اختیار داشته باشد ولى كفايت نميكند.

طوریکه پیامبر صلی علیه در مورد مسکین می فرماید :

وعن أبي هريرة رضيَ اللَّه عنه أَنَّ رسُولَ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « لَيْسِ المِسْكِينُ الَّذِي يطُوفُ عَلى النَّاسِ تَرُدُّهُ اللُّقْمَةُ واللُّقْمَتان، وَالتَّمْرَةُ والتَّمْرتَان، وَلَكِنَّ المِسْكِينَ الَّذِي لا يجِـدُ غِنًى يُغنِيه، وَلاَ يُفْطَنُ لَه، فَيُتَصدَّقَ عَلَيْه، وَلاَ يَقُومُ فَيسْأَلَ النَّاسَ » متفقٌ عليه.

ابو هريره رضی الله عنه روايت می کند که: رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: مسکين کسی نيست که گرد مردم بگردد و يک لقمه يا دو لقمه يا يک خرما يا دو خرما به او بدهند، ولی مسکين کسيست که غنايی نمی يابد تا او را کفايت کند، و کسی از حالش هم خبر دار نمی شود تا برايش صدقه داده شود و ايستاده نمی شود که از مردم سؤال وگدايي کند.


امام شافعی (رحمه الله علیه ) و "الفقر المدقع" :را به فقر سخت تفسیر نموده است .

4- { أَو غُرْمٍ مُفْظِعٍ }:
الغرم: وام، يا چيزی که پرداخت آن بر ذمهء انسان لازم باشد.
"المفظع": بسيار شديد.

هدف حدیث اينست که علاوه بر فقير کسیکه سؤال ویا گدايی برایش جایز است ، عبارت از کسانی است که پرداخت قرض برای او دشوار باشد . ( سخت قرضدار باشد ) .

لِيُثْرِيَ بِهِ مَالَهُ: بر مالش بيفزاید.

خُمُوشًا : مفردش «خمش» خراش را گویند.

رَضْفًا : سنگهای داغ و سنگ های سوزان

هدف حدیث متبرکه :

هدف حدیث متبرکه اینست که مسلمان باید در قدم اول با اعتماد بر الله و سپس اعتماد بر نفس خود، راه زندگی آبرو مندانهء را در پیش گیرد ، وتا زمانیکه توانمندی کسب وکار را داشته باشد، برایش جواز نیست که کار خویش را کنار بگذارد و در حصول ما یحتاج زندگی بار دوش دیگران وجامعه گردد، و همچنان برای مسلمان جواز نداردکه بدون ضرورت و به منظوراستکثار و تجمع ثروت ومال دست به گدای بزند، وهر آن کسیکه چنین عمل را مرتکب شود، پروردگار آنرادر دنیا به ذلت وخواری، ودر آخرت به عذاب درد ناکی مبتلا خواهد ساخت .

محبت در تجمع مال :

محبت درتجمع مال ودارایی ودر نهایت حب المال دنیای چیزی است که در فطرت همه انسانها نهفته است ، دین اسلام بر اهمیت این موضع دقت نموده وپیروان خویش را ازغرق شدن در حب المال دنیا بر حذر داشته است .

در حدیث از ابو هریر ة رضی الله عنه آمده است :

{عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مَنْ سَأَلَ النَّاسَ أَمْوَالَهُمْ تَكَثُّرًا فَإِنَّمَا يَسْأَلُ جَمْرًا فَلْيَسْتَقِلَّ أَوْ لِيَسْتَكْثِرْ}
«از ابو هريره رضی الله عنه روایت است که: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: هر که به غرض تجمع مال دست به گدای بزند ، به کسی می ماند که سنگى از آتش را طلب ميكند پس (حالا این بر او بر میگردد که) ازآن بکاهد، و یا برآن بیفزاید.»

همچنان قرآن عظیم الشان در مورد حب المال در( سورهء الفجر آيه /20/) به زبیابی خاصی می فرماید :{و تحبون المال حبا جما} « و اموال و دارائی را بسيار دوست ميداريد .» و همچنان در سورهء عاديات آيهء/8/ می فرماید: {و إنه لحب الخیر لشديد} « و علاقهء شديد به دارائی و اموال دارد».

در حدیث دیگری پيغمبرصلی الله علیه وسلم فرموده اند:
{ لَوْ كَانَ لِابْنِ آدَمَ وَادٍ مِنْ ذَهَبٍ أَحَبَّ أَنَّ لَهُ وَادِيًا آخَرَ وَلَنْ يَمْلَأَ فَاهُ إِلَّا التُّرَابُ وَاللَّهُ يَتُوبُ عَلَى مَنْ تَابَ}
«اگر اولاد بنی آدم ( کوه ) ووادی پر از مال هم داشته باشد، باز هم در طلب وادی ( کوه ) ديگری از مال میگردد، و دهان بنی آدم را جز خاک چیزی دیگری پر نخواهد کرد، وخداوند توبهء کسی را که توبه کند می پذیرد.» (به روایت صحیح مسلم)

1-غریزه تجمع مال از جمله غرایز است که در همه سنین از زندگی در انسان وجود داشته وهر چه که انسان سالخورده می شود، محبت وحرث مال درا وبالا میرود .

دین مقدس اسلام پیروان خویش از تجمع وحرث مال بر حذر داشته ونمی گذارد که پیروانش اسیر شهوات و غرایز آن حرث شوند ودر نهایت به سوی گمراهی سوق گردند، دین اسلام با بکاربستن شیوه ها و وسایل مختلف در جهت تهذیب و اصلاح غرایز پیروانش می کوشد، تا همانند حیوانات که تابع و منقاد غرایزشان هستند، نشوند.

2-از جمله غرایزی که اسلام در جهت اصلاح آن گام برداشته است، غریزهء محبت و دلدادگی به ملکیت ( مال ) است. لذا اسلام درين راستا می کوشد تا از سیطرهء محبت مال بر زندگی جلوگیری کند، و برای آنکه محبت مال به زبونی و ذلت مسلمان و یا طغیان و سرکشی او نیانجامد، هدیات ثمر بخش را صادر نموه است .

پروردگار با عظمت ما در ( سوره ء العلق : 6و7 ) میفرماید:

{کلا إن الإنسان لیطغی أن رأه استغنی} «قطعا ( اغلب ) انسانها سرکشی و تمرد می كنند اگر خود را بى نياز بپندارند".

3- این امر مبرهن است که اسلام اصول و ضوابطی را وضع نموده است که توسط آن از سیطره مال بر زندگی مسلمان جلوگیری میکند، و از بردگی مال او را چنان آزاد میسازد که مال تنها در دست و تصرف او قرار می گیرد، نه در قلبش، و وسیله ای برای سعادت و کامرانی بشر میگردد، به این ترتیب مال و ثروت، فرد مسلمان را بر طغیان و تجاوز نمی انگیزد، بلکه او را بران می دارد تا سپاس الله تعالی که صاحب و مالک حقیقی مال و ثروت و سایر نعمتها است، بجا آورد.

4- اسلام با مال و ثروت چنانکه برخی میپندارند، بغض نمی ورزد، ولی آنچه که اسلام مکروه و ناپسند میداند مالی است که سبب سرکشی و طغیان انسان گردد، و اینکه انسان بنده و بردهء مال گردد، دین اسلام انسانی راکه غلام مال گردد ، ودر سعی وکوشش آن باشد که از هر طریق ممکن به جمع مال وثروت بپردازدسخت مورد نکوهش وآنرا مورد مذمت قرار داده است .

اشتباه نباید کرد ،دین اسلام هیچ وقت خلاف مال وثروت نبوده بلکه پیروان خویش را غرض کسب آن از راه حلال تشویق نموده است ،بدین اساس پیروان خویش را به کسب کار دستوراکید فرموده است .

دین اسلام بدین باور است که حتی کار طاقت فرسا هم بهتر از بیکاری و بار دوش شدن دیگران وجامعه است .

{ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ لَأَنْ يَغْدُوَ أَحَدُكُمْ فَيَحْطِبَ عَلَى ظَهْرِهِ فَيَتَصَدَّقَ بِهِ وَيَسْتَغْنِيَ بِهِ مِنْ النَّاسِ خَيْرٌ لَهُ مِنْ أَنْ يَسْأَلَ رَجُلًا أَعْطَاهُ أَوْ مَنَعَهُ ذَلِكَ فَإِنَّ الْيَدَ الْعُلْيَا أَفْضَلُ مِنْ الْيَدِ السُّفْلَى وَابْدَأْ بِمَنْ تَعُولُ}
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که: رسول الله صلی الله علیه وسلم را شنیدم که میگفت: اینکه یکی از شما (به صحرا) برود، و بر پشت خویش هیزم بياورد، (و آنرا به فروش برساند) پس بدينطریق صدقه دهد، و به آن خود را از مردم بی نیاز سازد، این کار برایش بسیار بهتر ازانست که دست به گدای دراز کند واین در حالى است که شاید مردم به او چیزی بدهند ویا ندهند .اگاه باشید که دست دهنده نسبت به دست گیرنده بر تر وبهتر است ودر هنگام ( صدقه دادن) به کسی آغاز کن، که نفقه اش بر دوش تو است". (به روایت صحیح مسلم)

5-دین مقدس اسلام بنده مسلمان را در برابر کسب و کارش به اجر و پاداش وعده داده است ، در صورتیکه مقصودش رضای پروردگار ونگاه داشتن خود و اهل و عیالش از گدای و از حرام بوده باشد؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم به سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه فرمودند:
{ إِنَّكَ أَنْ تَدَعَ وَرَثَتَكَ أَغْنِيَاءَ خَيْرٌ مِنْ أَنْ تَدَعَهُمْ عَالَةً يَتَكَفَّفُونَ النَّاسَ فِي أَيْدِيهِمْ وَإِنَّكَ مَهْمَا أَنْفَقْتَ مِنْ نَفَقَةٍ فَإِنَّهَا صَدَقَةٌ حَتَّى اللُّقْمَةُ الَّتِي تَرْفَعُهَا إِلَى فِي امْرَأَتِكَ وَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَرْفَعَكَ فَيَنْتَفِعَ بِكَ نَاسٌ وَيُضَرَّ بِكَ آخَرُونَ}
" هرگاه اگر تو ورثه ات را پس از خودت ثروتمند بگذاری این بهتراست ازانکه آنان را محتاج بگذاری که (بسبب محتاجی و نیازمندی) بسوی مردم از آنچه که در اختیار دارند، دست گدای دراز کنند، و هرچه را که تو خرج کنی آن صدقه است، حتی لقمه ای را که به سوی دهان همسرت بلند میکنی (این نیز صدقه است) ای سعد! امید است که الله تو را از بیماری ات عافیت داده وبه سبب تو مردمی را سودمند گرداند، و مردمی دیگری را زیانمند". (به روایت صحیح بخاری)

به همین ترتیب اسلام از سستی و تنبلی ، ترک دنیا، بی کاری و خود را باردوش دیگران ساختن سخت برحذر داشته است، این همه تدابیر به منظور آنست تا مسلمان با عزت و سربلند زیست و زندگی کند، الله تعالی میفرماید:

{ولله العزة ولرسوله و للمومنين و لکن المنافقین لایعلمون}
«عزت تنها از آن الله وبرای پیغمبرش، و برای مومنان است، ولی منافقان نمی دانند.» (سورهء منافقون آيه: 8)

6- مسلمانی که با فقیر آغشته باشد ، و محتاج دیگران باشد هیچ وقت نمیتواند با عزت وآبرومندی زندگی خویش را در جامعه پیش ببرد. وتا زمانیکه ، ثروت و قوتش از دیگران بی نیاز نگردد، هیچگاه او باعزت نخواهد بود.

زمانیکه پیغمبر صلی الله علیه وسلم خواست فهم و درک عمروبن العاص را در مورد مال تصحیح نمايد، در یک شیوهء بسیار عالمانه ومدبرانه برایش بیان داشت که مال به اعتبار آنکه مال است، بد شمرده نمیشود، بلکه آن وسیلهء خوبی است در صورتیکه در راه درست بکار گرفته شود، و این بکار گیری درست و سالم در آنصورت ممکن میشود که مال در اختیار مسلمانان قرار گیرد، آنگاه است که مال در محل مناسب و درستش به مصرف خواهد رسید، و از نفع آن همه امت اسلامی بهره مند خواهد گردید، و وسیله ای برای عزت و نیرومندی اسلام ومسلمانان ، و حصول رضای الهی خواهد گردید. لذا پيغمبر صلی الله علیه وسلم این سخن زیبا را فرمودند:

{ يَا عَمْرُو نِعْمَ الْمَالُ الصَّالِحُ لِلْمَرْءِ الصَّالِحِ َ }
" ای عمرو! چه نیکو است مال خوب برای مرد نیکوکار!"( به روایت احمد)

7- دین اسلام هیچ وقت بر ضد ثروت نبوده ، چرا دو رکن اسلام زکات وحج بدون مال وثروت ممکن نمی باشد .

طوریکه قبلا یاد آور شدیم دین مقدس اسلام میخواهدبا وضع اصول و ضوابط، غریزهء محبت با مال را در مسلمان تهذیب ومحبت مال وغرق شدن در مال را از قلب مسلمان بیرون آورده و هر وقتیکه ضرورت به بذل و انفاق آن پیش آید با دل گشاده ، مالش را برای حصول رضای الله به خرج رساند، و یا درصورتیکه مالش را آفتی رسد وتلف شود، فرط حسرت افسوس دامنگیر او نگردد.

اسلام تنها با این امر اکتفا نمیکند که مسلمان را خود کفا و بی نیاز از دست دیگران بگرداند، بلکه او را به مراتب بس عالی و پر شرافت بلند می برد، ایثار و فداکاری را در وی غرس میکند، و از وی شخصیتی میسازد که همواره دست عطا به دیگران دراز نموده و با آنان احسان و نکوئی میکند.

{عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ وَهُوَ عَلَى الْمِنْبَرِ - وَذَكَرَ الصَّدَقَةَ وَالتَّعَفُّفَ وَالْمَسْأَلَةَ - الْيَدُ الْعُلْيَا خَيْرٌ مِنْ الْيَدِ السُّفْلَى فَالْيَدُ الْعُلْيَا هِيَ الْمُنْفِقَةُ وَالسُّفْلَى هِيَ السَّائِلَةُ}

ازعبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم در حالیکه بر منبر قرار داشتند، در ضمن صحبت شان، پیرامون صدقه و خود داری از گدای صحبت کرده فرمودند: "دست برتر نسبت به دست زیرین بهتر است، دست برتر همانا دست خرج کننده است، و دست زیرین همانا دست سؤالگر وگدایگر است". (به روایت صحیح مسلم).

همچنان در حدیث ديگري از :عنْ أبي عبدِ اللَّه الزُّبَيْرِ بنِ العوَّامِ رضي اللَّه عنه قال: قالَ رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « لأَنْ يَأْخُذَ أَحَدُكُم أَحبُلَهُ ثُمَّ يَأْتِيَ الجَبَل، فَيَأْتِيَ بحُزْمَةٍ مِن حَطَبٍ عَلى ظَهِرِهِ فَيَبيعَهَا، فَيَكُفَّ اللَّه بها وَجْهَه، خَيْرٌ لَهُ مِنْ أَن يَسأَلَ النَّاس، أَعطَوْهُ أَوْ مَنَعُوهُ » رواه البخاري.

(از ابو عبد الله زبير بن عوام رضی الله عنه روايت است که:

رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود:اگر يکی از شما ريسمانهای خود را گرفته و به کوه رفته و پشتهء هيزمی بر پشت خود آورده بفروشد، و خداوند بدانوسيله آبرويش را نگه دارد، برايش بهتر از آنست که سؤال کند، بدهندش يا از او منع نمايند. )

وعن أبي هُريرة رضي اللَّه عنه قال: قال رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « لأَنْ يحتَطِبَ أَحَدُكُم حُزمَةً على ظَهرِه، خَيْرٌ من أَنْ يَسأَل أَحَدا، فَيُعُطيَه أَو يمنَعَهُ » متفقٌ عليه.
ابو هريره رضی الله عنه روايت می کند که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: همانا اگر يکی از شما پشتهء هيزمی بر پشتش حمل کند، برايش بهتر است از اينکه از کسی سؤال کند و به وی بدهد و يا از او منع کند.

همچنان ٫در حديث ديگري : عنِ النَّبِيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « كان دَاوُدُ عليهِ السَّلامُ لا يَأْكُل إِلاَّ مِن عَملِ يَدِهِ » رواه البخاري.
از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: داود عليه السلام جز از دسترنج خود چيزی نمی خورد.

وعنه أَن رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « كَانَ زَكَرِيَّا عليه السَّلامُ نجَّاراً » رواه مسلم.
از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: زکريا عليه السلام نجار بود.

وعن المِقدَامِ بن مَعْدِ يكَربَ رضي اللَّه عنه، عن النبي صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « مَا أَكَلَ أَحَدٌ طَعَاماً خَيْراً مِن أَنَ يَأْكُلَ مِن عمَلِ يَدِه، وَإِنَّ نَبيَّ اللَّه دَاوُدَ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم كان يَأْكلُ مِن عَمَلِ يَدِهِ » رواه البخاري.
مقدام بن معديکرب رضی الله عنه روايت می کند که:
پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: هيچکس طعامی را نخورده که بهتر از کار خود او باشد، و پيامبر خدا داود عليه السلام از دسترنج خود می خورد.

احکام مستنبط از احادیث :

ازا حادیث متذ کره میتوان احکام ذیل را استنباط نمود :

کسانیکه که ضروریات اولیه زندگی مانند :طعام، لباس، مسکن – را در اختیار داشته باشند ، و یا اینکه توان کسب و کار را و خرچ یک روزه اش را در اختیار داشته باشد، بروی حرام است که دست به گدای بزند .

ولی اگر یک شخص واقعآ فقیر باشد ،ویا مریض باشد ویاهم بنابر کدام آفت بدنی توان کسب و کار را از دست داده باشد ، برایش جایز است که به غرض حصول نیازمندیهای ضروری اش از مردم گدای ویا سوال کند. این را میتوان ازین فرموده پیغمبرصلی الله علیه وسلم استنباط نمود: {إن المسألة لاتحل لغني...}

کسانیکه در غیر ضرورت دست به چنین کار میزنند ایشان ، به عذاب دردناک دوزخ وعید داده شده اند .

همچنان فهم این حکم متبرکه برای ما مسلمانان می آموزاند ، که عمل گدای نه تنها حرام است، بلکه گدایگری از جملهء گناهان کبیره بشمار میرود ، زیرا یکی از علایم کبیره بودن گناه اینست که مرتکب آن به عذاب دوزخ وعید داده شود.

این فهم نه تنها در این حدیث متبرکه بلکه حکم آن در احادیث دیگری نیز تأیید گردیده است :
از جمله :

{ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ لَا تَزَالُ الْمَسْأَلَةُ بِأَحَدِكُمْ حَتَّى يَلْقَى اللَّهَ وَلَيْسَ فِي وَجْهِهِ مُزْعَةُ لَحْمٍ }
«از حمزه بن عبدالله از پدرش روایت است که پیغمبرصلی الله علیه وسلم فرمودند: یکی از شما همواره به گدای ادامه میدهد، تا آنکه با الله در حالتی روبرو میشود که در چهره اش یک قطعه گوشت هم باقی نخواهند ماند .» (به روایت صحیح مسلم)

مطلب حدیث اینست که شخص گدایگر در روز قیامت به حالت بسیار ذلیل وزبون نزد الله می آید که هیچگونه قدر و قیمتی در نزد الله نمی داشته باشد .

در تفسیر حدیث آمده است : که در روز حشر شخص گدایگر در حالتی بر می خیزد که در رویش صرفا استخوان باقی مانده وعلایم گوشت در رویش دیده نمی شود. این عقوبت عمل همان گنا هی است که شخص مذکور در دنیا مرتکب شده است .

{ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مَنْ سَأَلَ النَّاسَ أَمْوَالَهُمْ تَكَثُّرًا فَإِنَّمَا يَسْأَلُ جَمْرًا فَلْيَسْتَقِلَّ أَوْ لِيَسْتَكْثِرْ}
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که پیغمبرصلی الله علیه وسلم فرمودند: کسیکه از مردم به منظور تجمع ثروت از مردم دست به گدای میزند ، در حقیقت او سنگى از آتش را از مردم طلب میکند، پس (حالا این بر او بر میگردد که) ازآن بکاهد، و یا برآن بیفزاید". (به روایت مسلم)

مطلب حدیث اینست که چنین شخص به دوزخ انداخته خواهد شد، ظاهر حدیث این امر را میرساند که اگر شخص گداگر از غیر ما یحتاج از مردم دست به گدای میزند ،این مال برایش به پارچه اى از آتش در خواهد آمد که بدنش به آن سوزنده خواهد شد، چنانکه عین عقوبت متوجه کسانی هم میگردد که از پرداخت زکات سر باز میزنند .

در حدیث فوق، این مطلب بصورت واضح بیان شده است که برای دو گروه از مردم گدای ویا سوال کردن جایز است:

اول: کسی که با فقر شدید مواجه باشد، دوم، کسی که به غرض ایجاد صلح و آشتی میان دو کسی که با هم دشمنی دارند، قرض را به عهده گرفته باشد.

و از حدیثی که امام مسلم روایت نموده است، چنین مطلب اخذ میشود که سؤال جز برای سه گروه مردم جایز نیست:

مردی که قرضی را به عهده گرفته است تا در میان در جناح متخاصم و باهم دشمن آشتی بيارد، چه آن جناحهای متخاصم افراد باشند، یا گروه باشند.

مردی که آفتی به وی رسد و تمام مال و دارایش را از دست داده باشد .

مردی که با فقر و تنگدستی شدید مواجه شود، و سه تن از اقاربش که مردان عاقل باشند، به فقر او شهادت دهند.

وعن أبي بِشْرٍ قَبِيصَةَ بن المُخَارِقِ رضي اللَّه عنه قال: تَحمَّلْت حمَالَةً فَأَتَيْتُ رَسُولَ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم أَسْأَلُهُ فيها، فقال: « أَقِمْ حَتَّى تَأْتِينَا الصَّدَقَةُ فَنأْمُرَ لكَ بِها » ثُمَّ قال: «ياَ قَبِيصَةُ إِنَّ المَسأَلَةَ لا تَحِلُّ إِلاَّ لأَحَدِ ثَلاثَةٍ : رَجُلٌ تَحَمَّلَ حمالَةً ، فَحَلَّتْ لَهُ المَسْأَلَةُ حَتَّى يُصيبَها، ثُمَّ يُمْسِك. ورجُلٌ أَصابَتْهُ جائِحَةٌ اجْتَاحَتْ مالَه، فَحَلَّتْ لهُ المَسأَلَةُ حَتَّى يُصِيبَ قِوَاماً مِنْ عيْش،أَوْ قال: سِداداً مِنْ عَيْش،ورَجُلٌ أَصابَتْهُ فاقَة ، حَتى يقُولَ ثلاثَةٌ مِنْ ذَوي الحِجَى مِنْ قَوْمِه: لَقَدْ أَصَابَتْ فُلاناً فَاقَةٌ ، فحلَّتْ لَهُ المسْأَلةُ حتَّى يُصِيبَ قِواماً مِنْ عَيْش،أَوْ قالَ: سِداداً مِنْ عَيْش. فَمَا سِواهُنَّ مِنَ المَسأَلَةِ يا قَبِيصَةُ سُحْت، يأَكُلُها صاحِبُها سُحْتاً » رواهُ مسلم.

ابوبشر قبيصه بن مخارق رضی الله عنه گفت: باری را بر دوش برداشتم و به خدمت رسول الله صلی الله عليه وسلم آمدم، تا در موردی از ايشان چيزی بطلبم. آنحضرت صلی الله عليه وسلم فرمود: برخيز تا صدقه ای بما برسد و چيزی از آن را برايت تخصيص دهيم و سپس فرمود: ای قبيصه همانا سؤالگری وگدايگري جواز ندارد، مگر برای يکی از اين سه نفر:

- مردی که باری را بر دوش بردارد (يعنی جنگی ميان دو گروه بوقوع بپيوندد و شخص ميان شان طرح صلح افگنده برای رفع خصومت مالی را بر ذمه اش نهد) پس سؤال برای وی رواست تا به آن برسد و باز خود را نگه دارد.

- مردی که به او آفتی رسيده و مالش را نابود کند. پس سؤال برای او رواست تا به آنچه که زندگی اش را بدان ادامه دهد برسد، يا گفت برای سد رمق.

- و مرديکه بگرسنگی مبتلا شود تا که 3 تن از مردم فرزانهء قومش بگويند: حقا که فلانی به فقر و فاقه گرفتار شده. پس سؤالگری برای او جائز است تا به آنچه زندگيش را بدان ادامه دهد، برسد. يا فرمود: سد رمق.

و ما ورای اين، ای قبيصه! گدایي کردن حرام است و صاحبش آنرا به گونه ای حرام می خورد.

{رجل تحمل حمالة} مطلب حمالة اینست که انسان مالی را به متحمل شود و به عهده بگیرد تا به غرض تأمین صلح و آشتی میان دو قبیله، و یا میان دو شخص، به مصرف برساند.

ودرينصورت سؤال برایش درست است و از مال زکات برایش داده میشود شرطش اینست که مال مذکور را در کدام امر نامشروع بمصرف نرساند .

{حتی یصیب قواما من عیش – او قال: سدادا من عیش} القوام – و- السداد- هردو یک معنا دارد، و آن مقدار از طعام و چیزهای را گویند که حاجت را برآورده سازد.

{حتی یقول ثلاثة من ذوی الحجا من قومه لقد أصابت فلانا فاقة} الحجا: عقل را گویند، وعقلمند بودن در شاهد برای آن شرط قرار گرفت که شاهد باید هوشیار باشد، به این اساس کسیکه مغفل بوده باشد، شهادتش هم پذیرفته نیست.

در حدیث این امر را نیز شرط قرار داد که شهود مذکور باید از قومش باشند، زیرا عادتا مال داشتن کسی امر پوشیده می باشد، و جز کسیکه از حال او خبر نباشد، به اين امر اطلاع نمیداشته باشد، و کسانیکه از قوم انسان باشند به حالت افراد قوم خود مطلع و با خبر می باشند.

احکامی که از حدیث اخذ میشود:

1- دین اسلام دین کامل و نظام همه گیر است، وزندگی انسان را از روز تولد تا مرگ رهبری ،هدیت وبه آن نظم می بخشد .

2-دین اسلام به حفظ شرف و عزت مسلمان توجه داشته همه توجه وبذلش در این است تا مسلمان در عزت نفس در یک جامعه آمن وامان ودر جامعه که فقر وتنگدستی وجود نداشته باشد زندگی نماید .

3-دین اسلام میخواهد پیروانش به کار و شغل مفید و سودمندی که به نفع فرد و جامعه باشد تشویق وترغیب نماید.دین اسلام میخواهد پیروانش مصرف شغلی گردد که در آن سعادت دنیا وآخرتش نهفته باشد .

پروردگا ر با عظمت ما مي فرمايد : { فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَاةُ فَانتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِن فَضْلِ اللَّهِ} ( الجمعة: ١٠ )( پس چون نماز تمام کرده شود در زمين متفرق شويد و فضل خدا را طلب نمائيد. )

4-دین اسلام میخواهد پیروانش از بیکاری تنبلی دست بردارند ،زیرا بیکاری و کسالت وگدایی، نه تنها موجب ذلت فرد مسلمان گردیده بلکه بیکاری وکسالت موجب سقوط جامعه اسلامی هم میگردد. طوریکه پیامبر اسلام میفرماید :
(وعَنْ ثَوْبانَ رضيَ اللَّه عنه قال: قال رسُولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « مَنْ تَكَفَّلَ لي أَن لا يسْأَلَ النَّاسَ شَيْئا، وَأَتَكَفَّلُ له بالجَنَّة؟ » فقلت: أَنا، فَكَانَ لاَ يسْأَلُ أَحَداً شَيْئا، رواه أبو داود بإِسنادٍ صحيح.
(از ثوبان رضی الله عنه روايت شده که: رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: کی به من تضمين ميدهد تا از مردم چيزی را نطلبد و من بوی بهشت را ضمانت کنم؟ گفتم: من، پس او از کسی چيزی نمی طلبيد.

5-اسلام بر سلامت جامعه سعی نموده در جهت حفاظت آن از مردمان بی کار، استفاده جو و فرصت طلب که از اسباب بدبختی جامعه اند، همه سعی وکوشش را بمصرف میرساند.

6-اسلام سعادت دنیوی را به استقامت بر منهج الهی ربط میدهد، و صلاح آخرت به صلاح دنیا، پس کسیکه با استقامت و پائیداری بر منهج الهی دنیای خویش را اصلاح کند، آخرتش اصلاح میشود، و کسیکه با دوری گزیدن از دین الله تعالی دنیایش را فاسد سازد، آخرتش نیز تباه و برباد شده، خود را در معرض ذلت دنیا و آخرت قرار داده است.

7-اسلام به این امر که هر صاحب ذی حق باید حق خود را بستاند، اهتمام میورزد، وآن بدینطور که هرگاه اگر مردمان ثروت مند و کسانی توان کسب و کار دارند، از اموال زکات بگیرند، درينصورت آنها حق مردمانی را توان کسب و کار ندارند، در معرض ضیاع قرار داده اند، و الله تعالی در اموال ثروتمندان به مقداری زکات را فرض نموده است که تنها ضرورت مستمندان و بی نوایان را برآورده میسازد، پس هر گاه اگر ثروتمندان و مردمان غیر مستحق در اخذ زکات مزاحم فقراء و مردمان نا توان شوند، یقینا این کار به ضیاع آنان می انجامد.

یادداشت :
گرفتن چيزي ازمردم بدون سوالگري :

در دين مقدس اسلام گرفتن چيزي از مردم که به عنوان گدايگري نباشد جواز داشته وهيچ ګونه ممانعت در وجود ندارد :

عَنْ سالمِ بنِ عبدِ اللَّهِ بنِ عُمَر، عَنْ أَبيهِ عبدِ اللَّه بنِ عُمَر، عَنْ عُمَرَ رضي اللَّه عنهم قال: كان رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم يُعْطِيني العطَاء، فَأَقُول: أَعطهِ مَن هو أَفقَرُ إِلَيهِ مِنِّي، فقال: « خُذه، إِذَا جاءَكَ مِن هذا المَالِ شَيء، وَأَنْتَ غَيْرُ مُشْرِفٍ ولا سَائِل، فَخُذْهُ فتَموَّلْهُ فَإِن شِئتَ كُلْه، وإِن شِئْتَ تَصْدَقْ بِه، وَمَا لا، فَلا تُتبِعْهُ نَفْسَكَ » قال سالم: فَكَانَ عَبدُ اللَّه لا يسأَلُ أَحداً شَيْئا، وَلا يَرُدُّ شَيئاً أُعْطِيه. متفقٌ عليه.

از سالم بن عبد الله بن عمر از پدرش عبد الله بن عمر رضی الله عنهم روايت شده که گفت: رسول الله صلی الله عليه وسلم بمن چيزی ميداد و من به او می گفتم: او را بکسی ده که از من نيازمندتر است. آنحضرت صلی الله عليه وسلم فرمود: بگير آن را، اگر چيزی از اين مال برايت بيايد بدون اينکه تو چشمداشتی از آن داشته باشی، و يا آن را بطلبی، آنرا بگير و خود بگردان. اگر خواستی آنرا بخور و اگر خواستی آنرا صدقه کن.

سالم گويد: از اينرو عبد الله از کسی چيزی نمی طلبيد و چيزی را هم که بوی داده می شد رد نمی کرد.


مصدر: سايت نوار اسلام
IslamTape.Com

کتاب ها هم حلال و حرام دارد !

Posted by محمد

کتاب ها هم حلال و حرام دارد !

نوشته: محمد احسان (مهیا)

یکی از دوستانم همیشه میگفت که همانطور در هر چیز حلال و حرام دارد و قوانین خود را دارد در خواندن کتاب هم حلال و حرام است .
آن زمان مفهوم اصلی آن را درک نميكردم و با خود میگفتم که کتاب خواندن چگونه ميتواند حرام باشد؟ بلکه دانشمندان گفته اند که هر کتاب اقلا باید یکبار خوانده شود . اما اکنون گفته دوستم را تصدیق میکنم زیرا در جامعه اسلامی خود بسیاری از اشخاص را دیده ام و شاید شما هم دیده باشید که تحصیل کرده اند و هر نوع کتاب را خوانده و از تاریخ تا فلسفه و غیره را میدانند و در مورد بسیار از اشخاص مشهور چون لنین، گاندی، ماهو، تارچر، سلمان رشدی، و دیگر دانشمندان معروف جهان معلومات کامل با تاریخ و محل تولد انها و تاریخ و محل وفات شان در حافظه دارند و به زبانهاى مختلف تسلط کامل دارند اما از قران کریم یک کلمه را یاد ندارند و حتی معناى کلمه توحيد را نمیدانند و از مفهوم دین و اسلام اصلا چیزی نشنیده و در مورد پیامبربزرگوار اسلا م هیچ معلومات ندارد ونمیداند که او چه کسى بود وچه وقت تولد شد وچه جانفدایها کرده و چه کتاب ناب و موثر و ناجی به تمام عالم بشریت بجا گذاشته و چه وقت وفات کرده است.
به نظر شما چگونه مسلمانی میباشد کسی که تمام عمر خود را زیر بیرق اسلام و تحت نام اسلام سپری کرده باشد ولی هیچگاه به مسجد نرفته باشد و از قران و اسلام چیزی را نداند و نخواهد که بداند ولی همان شخص به قیمت جان خود کتاب ایات شیطانی ( اثر سلمان رشدی ) را خریده و به خانه اورده و انرا با بسیار دقت مطالعه کرده باشد و یا کتاب ماویستی را و یا کتاب لنین و گاندی و غیره را با بسیار دلچسپی و افتخار مطالعه کرده باشد و در اکثر مجالس بنام یک مسلمان صحبت کند ولی بیشتر و زشت تر از یک کافر به دین اسلام توهین و اهانت کند چون مطالعه منفی او و فهم منفی او همین را برایش اجازه میدهد.
ایا صحبت با چنین شخصی و پیروی کردن از او یا هم فکر شدن با او کار درست خواهد بود و او را چگونه میتوان مسلمان نامید و چگونه به گفتار او گوش داد؟ اگر در صحبت با ایشان بنشنید در چند دقیقه چندین گفتار گاندی را یاد اور میشود که دانشمند بزرگ جهان گاندی در این مورد چنین گفته است و یا انقلابی بزرگ توده ها چنین گفته و یا فلان شخص تا سرحد مرگ از مبارزه و از راه سیاست خود بر نگشت و حتی گاه گاه خود را نزدیک به کفر ساخته و حرف های خارج از اسلام و کفر امیز میزنند.
شاعری چه زیبا گفته است :
گوهر ذاتی هر کس زه کلامش پیدا بود از صدا فهم شود شیشه اگر مو دارد

بیایید با هم فکر کنیم که چرا روز به روز بر تعداد همچنین اشخاص در جامعه اسلامی ما افزوده میشوند؟ یکی از عوامل ان خواندن کتاب های حرام است. برای روشنی بیشتر در این مورد لازم است چند مثال خارج از موضوع ارائه نمایم .

1-
حکم نماز خواندن چنین است که اگر عمدا پاک نباشید و وضو نگیرید هر قدر نمار بخوانید نماز تان بر علاوه که قبول نمیشود و ثواب ندارد بلکه خود را گنهکار نیز میسازید .

2-
اگر از یک شیرنی بسیار خراب و با کیفیت پایئین را همیشه بخورید و عسل را هیچ وقت نخورده باشید فکر میکنید که شیرین ترین شیرینی همین شیرینی که در دسترس تان است میباشد و از ان شیرینتر چیزی وجود ندارد چون هیچگاه مزه عسل را نچشیده اید .
در قسمت کتاب هم همینطور است .
اگر صرفا کتاب زندگی نامه گاندی را مطالعه کنید ولی در مورد زندگی نامه پیامبر بر حق دین خود هیچ معلومات نداشته باشید خود به خود گاندی را مرد بسیار پاک و عاری از تمام نواقص دانسته و اورا عالم تر نسبت به تمام مردم دنیا و حتی نسبت به پیامبر خودت میدانید و او را رهنما و پیامبر خود قرار میدهید زیرا قبل از خواندن کتاب سیرت النبی و یا دیگر کتابهای دینی که در ان در مورد پیامبر دین خودت معلومات داده شده ابتدا شما کتاب زندگی نامه یک فرد غیر اسلامی را خوانده ايد، و همین عمل به ظاهر کوچک تان شما را یک قدم از راه اسلام و راه دین پاک دور ساخته و زمینه نفرت پیداکردن خودت در مقابل دین اسلام را مهیا میسازد و دلچسپی تان در خواندن همچنین کتاب و یا حرام تر از ان چون کتاب ایات شیطانی را در قلب تان بیشتر میسازد، در حالی که تمام شهکارهای گاندی و تمام گفتار های گاندی و امثال او در مقابل گفتارهای حضرت محمد صلى الله عليه و سلم چون پر کاهی است و همه گفتار انها تقلید از بعضی گفتار های پیامبر اسلام میباشد ولی افسوس که ما کتاب حرام را قبل از کتاب حلال بخواندن گرفته ایم . در اینجاست که حرام بودن خواندن همچنین کتابها قبل از اینکه در مورد دین خود چیزی بدانید ثابت میشود .
این جمله حکم شرعی نخواهد داشت ولی نظریه شخصی خود را خواسته ام بیان کنم که نمونه های همچنین اشخاص را در اطراف خود دیده ام .
و یا اکثر مسلمانان که در کشور های اروپائی زندگی میکنند در هرجا و به زبانهای گوناگون تعریف و تمجید دیگر ادیان را میخوانند و در مکاتب عمدا در مورد دیگر ادیان تبلیغ زیاد صورت میگیرد و جوانان ما نا خود اگاه به همان راه کشانیده میشوند چون از دین و ائین خود هیچ اگاهی ندارند و برایشان از دین مبین اسلام حتی یک کلمه هم یاد اور نمیشود، و بر عکس تخریب هم میشود و همین نخواندن کتاب های دینی و ندانستن از دین باعث میشود که جوانان ما که در محیط غیر اسلامی رشد کرده اند از گفتن اینکه من مسلمان هستم احساس شرم میکنند، چون محیط زیست و محیط تدریسی انها دیگر ادیان را برایش تشریع کرده و او میداند که حضرت مسیح چگونه زندگی کرد و چه کتابی به ارمغان اورد و پیروان او چگونه کارهای نیک انجام میدهند اما هیچگاه در مورد حضرت محمد صلى الله عليه و سلم به او چیزی گفته نشده و خودش هم کوشش نکرده تا در مورد پیامبر دین خودش کتابی را بخواند و کمی معلومات حاصل کند . یک نکته دیگر را هم باید یاد اور شد که اکنون که عصر کمپیوتر است و تمام علم ها و تمام چیز ها در کمپیوتر ها جا داده شده و از طریق انترنیت تمام علم و دانش روی زمین را میتوان حاصل کرد و مطالعه کرد و یا به دیگر دوستان در هر گوشه از جهان همزمان فرستاد و و یا میتوانید که سایت های شخصی بسازید و در ان معلومات شخصی خود را به تمام جهانیان به نمایش بگذارید اما باز هم باید گفت که در استفاده از کمپیوتر و انترنیت نیز راه حلال و حرام دارد .
اگر سایت های اسلامی و یا عملی و اموزشی را باز کرده و مطالعه کنید هم مفید است و هم موثر تمام میشود و هم ثواب بزرگ نزد خداوند متعال دارد ولی اگر سایت های غیر اسلامی و یا غیر اخلاقی و انحرافی را باز کرده و مورد استفاده قرار دهید باید گفت که بر علاوه که فایده ندارد بلکه داخل گناه بزرگ میشوید و از راه راست و راه کامیابی شما را انحراف میدهد و انهايی که وقت گرانبهای خود را مصروف سایت های غیر اسلامی و غیر اخلاقی ساخته اند بر علاوه که خود شان چیزی درست و مفید یاد نمیگیرند بلکه با زحمات شب و روزی خود باعث میشوند که دیگر جوانان مؤمن خود را نیز از راه راست و از راه اسلام و از راه انسانیت خارج ساخته و مانند خود انها را نیز به گودال نیستی و بدبختی دنیائی و اخروی بکشانند، زیرا انهايی که با ساختن چت روم های غیر اخلاقی و یا با ساختن سایت های غیر اسلامی و حتی کفر امیز و کاملا ازاد فکر میکنند که یک کار خوب میکنند باید بدانند که این کار هایشان نیز حرام است و تمام زحمات شان جز اتش جهنم هيچ مزد دیگرى ندارد .
پس بیایيد در قدم اول در مورد دین مبین اسلام در مورد قران پاک و در مورد پیامبر بزرگوار ما حضرت محمد صلى الله عليه و سلم در مورد زندگی نامه ان حضرت در مورد صحابی و جانفدای های انها در مورد قانون پاک قران مطالعه دقیق و همه جانبه نمایيم و برای کسب این معلومات باید کمی کوشش از خود نشان بدهیيم و باید هر لحظه در جستجو باشیيم و وقتی که معلومات ما در مورد دین خود ما کمی زیاد شد انگاه خواندن تمام کتابها برای ما حلال میباشد و انگاه میتوانیم که دیگر کتابها را نیز بخوانیم زیرا انگاه گفتار هر شخص و هر دانشمند را که بخوانید حتما و حتما و صد در صد نمونه انرا و حتی بهتر از ان در گفتار و کردار پیامبر دین اسلام حضرت محمد صلى الله عليه و سلم موجود بوده و حتما در کتاب های سنت پیامبر صلى الله عليه و سلم درج است که تو انرا قبلا مطالعه کرده اید انگاه است که هر قدر کتاب های غیر اسلامی را بخوانید بر علاوه که دین و عقیده اسلامی تانرا ضعیف نمیکند بلکه خود به خود باطل بودن ان کتاب و ناقص بودن ان گفتار برایتان ثابت و اشکار میشود و ایمان و عقیده تو را در مورد کامل بودن دین خودت و پیامبر خودت بیشتر از پیش مسیازد .

مصدر: سايت نوار اسلام
IslamTape.Com