Whois Mark Yahoo bot last visit powered by  Ybotvisit.com Seo Monitor islameonline4.blogspot.com/ 2011-02-06 monthly 0.5  free web counter Counter Powered by  RedCounter
dns failure
‏نمایش پست‌ها با برچسب 5-اسلام وپزشكي. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب 5-اسلام وپزشكي. نمایش همه پست‌ها

مسواک بين علم و ايمان

Posted by محمد


مسواک بين علم و ايمان 
تهیه کننده: أحمد حسين خليل حسن
دانشکده تحقیقات اسلامي – دانشگاه الأزهر
برگردان: اسحاق رسولی درمیان- معلم- استان خراسان جنوبی

الله تعالى می فرماید:سَنُرِيْهِمْ آيَاْتِنَاْ فِيْ الآفَاْقِ وَفِيْ أَنفُسِهِمْ حَتَّىْ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ اَلْحَقُّ [1]
"به زودی نشانه هایمان، که در آفاق و درون خوشان است، را به آن ها نشان خواهیم داد تا برای آن ها روشن شود که (الله و نشانه های او) حقیقت است."
مقدمــــــه:
حمد از آن الله متعال است که با قلم حکمت خویش آدمی را آموخت، آن چه را که آدمی نمی دانست به او آموخت، و سلام و درود بر سرور آموزگاران و آخرین پیام آور رحمت، به بشر آموخت در حالی که خود او بی سواد بود، جاهلان را از تاریکی جهل بیرون و به نور علم هدایت نمود، این چنین شد که مایه رحمت و بخشودگی مؤمنان گردید.

الله متعال او را برانگیخت و با کتاب شریفش فرستاد تا در بین مردم با حقیقت و عدالت قانون گذاری کند و حکم نماید، این چنین شد که قوانین و احکام او وحیی شد از طرف الله قادر و متعال، قوانین و سنت هایی پاک و محترم که در آن ها نه زیاده روی شده و نه کم روی. و در همان قرآن شریف به ما امر نموده که با یقین کامل به او ایمان آوریم و به رسالت او و تمام آن چیزهایی که از طرف الله حکیم و علیم برای ما آورده است، معترف شویم؛ الله تعالى در مورد سنت خالص و عاری از آلودگی حضرت می فرماید:
وَمَاْ يَنطِقُ عَنِ الْهَوَىْ إِنْ هُوَ ِإلَّا وَحْيُُ يُوْحَىْ [2]
"محمد صلى الله عليه وسلم از روی هوا و هوس سخن نمی گوید، و چیزی جز وحیی که بر او می شود نمی گوید."
و خود حضرت می فرماید: ألا إني أوتيت الكتاب ومثله معه[3]
همان طور که قرآن، آيات و معاني و احكامش معجزه است، سنت نبوي نیز معجزاتی فراوان داردکه هر کس که آن سنت ها را ترک کند بسیار به گمراهی می افتد.
پس اگر از پیروی کردن از او سر باز زنیم و از طریقت و روش او روی بگردانیم، پس وای برما، چرا که با این کار بر خود بسیار ظلم کرده و هلاک کرده ایم.
با این نطق منظور قرآن کریم به روشنی تمام و کمال بیان می گردد. الله تعالى می فرماید:
فَآمِنُوْا بِالَّلهِ وَرَسُوْلِهِ وَالْنُّوْرِ الذي أَنزَلْنَاْ وَالَّلهُ بِمَاْ تَعْمَلُوْنَ بَصِيْرُُ [4]
"پس به الله و فرستاده اش و نوری (قرآن و احکام دین) که نازل کردیم ایمان آورید، و الله متعال بر آن چه که انجام می دهید بیناست."
و رسولش صلى الله عليه وسلم فرمود: تركت فيكم ما إن تمسكتم به لن تضلوا بعدى أبدا كتاب الله وسنتي [5]
در این تحقیق به این مسئله خواهم پرداخت که چگونه سنت نبوي – به اعتباراین که قانون الهی است– پایدار و باقي می ماند، تا زمانی که الله زمین را به اهل ایمان به ارث برساند؟ و این که هر آن چه که با سنت نبوی مخالفت کند قطعاً به خطا و نابودی می رود.
علم جدید، جز در زمانی نه چندان دور به اطلاعاتی که سنت در اختیار ما گذاشته است، نرسیده بود، و نیز اطلاعاتی در سنت وجود دارد که علم روز هنوز به آن ها دست نیافته است. پس نبي اکرم صلى الله عليه وسلم این اعمال را چشم بسته و تصادفی انجام نداده است و تمام زندگی وی قانونی برای امت است، بعد از این که میراثی غنی و ارزشمند برای ما باقی گذاشت، که به داشتن و حفظ آن افتخار می کنیم و تاریخ بزرگی که به بزرگی و عزت امتش شهادت می دهد، قرآن كريم قانون أمت و ریسمان محکم الهی است که اخبار و شگفتی های آن به پایان نمی رسد. اما ما در این تحقیق به حدیثی از سنت رسول الله صل الله علیه و سلم خواهیم پرداخت.


مسواك بين سنت و طب:
در اینجا به یکی از جوانب اعجاز علمی در سنت خواهم پرداخت، و این جنبه سنت مسواک زدن است.
رسول الله- صلى الله عليه وسلم می فرماید- السواك مطهرة للفم مرضاة للرب [6]
(مسواک زدن، دهان را پاک و پروردگار را راضی می نماید.)
اگر به اصل کلمه ( ط . هـ . ر ) نگاهی بکنیم، می فهمیم که به معنی "پاک کردن" است و دانشمندان علم لغت این کلمه را به معنای پاکی و نظافت از تمام آلودگی های جسمی و معنوی می دانند[7]. درقرآن کریم نیز با همین دو معنا به کار رفته است.
الله تعالى در اشاره به وجوب پاک شدن از آلودگی های جسمی می فرماید:
وَثِيَاْبَكَ فَطَهِّر [8](و لباست را پاک بگردان)
و این گونه مؤمنان را تمجید و احترام می کند:
فِيْهِ رِجَاْلٌ يُحِبُّوْنَ أَن يَتَطَهَّرُوْا وَالَّلهُ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِيْن [9]
"در آن مردانی هستند که دوست دارند که پاک گردند و الله پاکان را دوست می دارد."
تطهير یک چیز، در لغت عربی به معنای برطرف کردن ناپاکی و آلودگی، چه بزرگ باشد و چه کوچک، است. اگر در زبان عربی جستجو کنیم اصطلاحی، با مفهوم برطرف کردن ریزترین چیزها، بلیغ تر از این اصطلاح نخواهیم یافت.[10]
نووي می گوید: سواك از لحاظ لغوی به انجام دادن کاری اطلاق می شود و آن کار مسواک زدن است و آلتی را که با آن مسواک زده می شود "مسواك " گویند.[11]
بیش از یکصد حدیث در خصوص مسواک در کتب حدیث آمده است که متأسفانه ما از آن ها اطلاع نداریم.
صنعاني، صاحب کتاب سبل السلام، می گوید "در مورد سنت تعجب می کنم که در باره آن احادیث بسیاری آمده است در حالی که بسیاری از مردم و فقهاء آن احادیث را رها و فراموش کرده اند، و این کار زیان و خسران عظیمی است."[12]

مسواك زدن در فقه:
رسول الله صلى الله عليه وسلم می فرماید: لولا أن أشق على أمتي لأمرتهم بالسواك مع كل وضوء[13]
"اگر بر امت من سخت نبود حتماً به آن ها دستور می دادم که با هر وضویی مسواک بزنند."
از اینجا، میزان دلسوزی و تلاش نبي اکرم- صلى الله عليه وسلم – در مورد سلامتی امت شان و هر کوچک و بزرگی از امت، بر ما آشکار می شود. پس از نظر علماء، مسواك زدن، هنگام وضوء و نماز، على الراجح مستحب و سنت مؤکده است.[14]
همه می دانیم که امام شافعي – رضي الله عنه – زمانی که در عراق بود به خاطر این که درخت اراک بسیار یافت می شد، مسواک زدن را واجب می دانست، اما وقتی به مص رفت و دید که درخت اراک در آن جا کم یاب است، حکم مسواک را مباح دانست.


اراك چیست؟
درخت اراک در تقسيم بندی گیاهان از گروه "سالوادور" است.[15] ، نام علمي آن "سالوادورا پرسيكا"[16] است، این درخت در مناطق بیابانی بسیار و در کوه ها کم می روید، آب و هوای گرم و استوائي محل مناسبی برای رشد این درخت می باشد. به همین دلیل در تعدادی از سرزمین های قاره آسيا مثل عربستان، به خصوص در عسير، أبها وجيزان، و هم چنین در برخی نواحي يمن، هند و إيران یافت می شود. أما در قاره آفريقا آب و هوای مناسب برای رشد آن کم یاب است و در برخی از نواحي مصر، مثل الوجه القبلي و شبه جزيره سيناء و در وفرة، در جنوب سودان، یافت می شود.
درخت اراک شبیه درخت انار است، و در تمام مدت سال سرسبز می باشد، از نظر ارتفاع نیز کوتاه است، ارتفاع آن بین دو تا پنج متر و قطر ساقه آن به یک قدم می رسد، اما شاخه های آن باریک و گرد،و برگ های آن به خاطر وجود ماده روغنی سبز رنگ، درخشان است، و شیره ای به رنگ زرد مایل به سبز روشن از آن خارج می شود، و از گل آن میوه ای حاصل می آید شبیه به گیلاس و به صورت خوشه است و خورده می شود.
چوب اراک زیر میروسکوپ:[17]
محققان با کمک برش عرضي از چوب أراك و تحقیق روی آن (البته بعد از جوشاندن و خیس کردن آن در محلولی متشکل از مقادير مساوي از آب، الكل و گلیسیرین) متوجه شدند که چوب اراک از 3 لایه زیر تشکیل شده است:
1 – لایه خارجي، که بافت پارچه مانند دارد.
2 – لایه وسطى که بافت چوبی دارد، این دو بخس قسمت خارجی را، که بخش سوم را بر در می گیرد، تشکیل می دهند.
3 – لایه داخلي که از ألياف سلولزي، با ساختاری باشکوه، تشکیل شده است.
ألياف آن براساس نظامی دقيق در کنار یکدیگر مرتب شده اند و به صورت یک مدل یکپارچه (شبیه پیوندهای موجود در میوه ليمو، که هر بند آن دارای ده ها ليف کوچک است)، و در کنار هم كامل ترین مسواک طبيعي را برای دفع خطر قریب الوقوع بر دندان ها را تشکیل می دهند.

مكانيزم پوسیدگی دندان :
در طی سالیان، ممکن است با مکانیزم تشکیل مواد مخرب روی دندان ها معروف به "پلاک"[18]به دلیل وجود پدیده های بالینی و در زمره حقایق بیشماری که شناخته شده است، آشنا شده باشید. از بین این حقایق به روشنی مشخص شد که دندان ها بدون وجود پلاک نمی پوسند.

پلاک چیست؟ چه خطری دارد ؟ ارتباط آن با چوب اراک چیست؟
در دهان ما تعدادی موجودات حیرت انگیز کوچک به نام " گروه ميكروب های دهانی " وجود دارند که در حفره دهانی زندگی می کنند. این حفره، لب ها از قسمت جلو، دو گونه از دو طرف صورت که دو فك و هر آن چه که در فک قرار دارد را احاطه کرده است، دندان ها، غدد بزاقی، زبان، رگ هایی که به وسیله خون به هر کدام از این اعضاء غذا رسانی می کنند و أعصابی که به حرکت و احساس در دهان کمک می کنند، را شامل می شود.
اگر ميكروب های موجود در هر سانتيمتر مكعب از بزاق را بشماریم، بیش از 5/5 میلیارد ميكروبدر هر سانتیمتر مکعبخواهیم یافت، که به 29 نوع ميكروب می رسد. بين تمامی ميكروب های دهان وهم چنین بين میکروب ها و بدن إنسان (میهمان)، توازن دقيق و هم زیستی مسالمت آمیز وجود دارد. درحقیقت ایمنی طبیعی که در دهان وجود دارد باعث مهار ميكروب ها می شود و آن ها قادر نیستند که هیچ گونه ضرری به بدن انسان وارد کنند، اما طولی نمی کشد که این رفتار میکروب ها تغییر می کند و این حادثه جایی رخ می دهد که بقايای مواد قندی غذاها بين دندان ها باقی می ماند، در این حالت میکروب ها به سرعت شروع به ساخت مولکول های یک ماده ژلاتینی محکم و چسبنده، بر روی سطح دندان ها، می کنند و محیط مناسب و خوشایندی برای زندگی و رشد میلیاردها باكتري در درون دهان فراهم می کنند. سپس باکتری ها شروع به رشد و تکثیر می کنند و یک لایه معروف به "پلاک دندانی[19]" یا پلاک باکتریایی[20]ایجاد می کنند[21]. این پلاک به صورت لایه ای لیز و لغزان و رنگ متمایل به سفید است، برخی اوقات هم بدون داشتن رنگ مشخصی ظاهر می گردد. آن چه مهم است، این است که لایه پلاک ميكروبي از حدود 300 میليون سلول در هر میلی گرم تشکیل شده است.
این گونه است که خطر واقعی، که بر دندان ها یورش می برد، ظاهر می گردد، سپس لشکری از باكتري ها از جمله"استربتوكوكس"، "لاكتوباسلس" و امثال این ها پیوسته أنزيم هایی آزاد کرده که باقیمانده قند را تجزیه می کنند تا وقتی که این قند ها را به قند ساده، مثل گلوکز، تبدیل می کنند، سپس به وسیله یک عامل این قندهای ساده به اسیدهایی مثل لاكتيك، بيروفيك، خليك و بروبيونيك تبدیل می شوند.
واضح است که این اسیدها قادر هستند که قسمت محکم متصل به مينای دندان ها را ذوب کنند و باعث ایجاد"شکاف پوسیدگی ناشی از اسید" شوند، سپس سطح دندان ساییده شده و آماده برای ورود لشکر جديدی از باکتری های مخرب به اعماق داندان می شود، تا جایی که تخریب دندان به ریشه آن می رسد.
در این هنگام مکانیزم پوسیدگی در ترکیب پلاک مستقر می شود، بدون پلاک پوسیدگی صورت نمی گیرد، کسی که می خواهد دچار پوسیدگی دندان نشود باید با پلاک مبارزه کرده و آن را از بین ببرد.

لایه پلاک چه عملی انجام می دهد؟[22]
لایه پلاک – اگر زود از بین نرود– میلیون ها ميكروب را در خود جمع می کند. ميكروب های لایه پلاک فرصت را غنیمت شمرده و پیوسته با ترکیب با باقیمانده غذا، که در تمام سطوح دندان ها منتشر شده اند، باعث ایجاد التهاب ساده در لثه می شود، این التهاب واقعاً ساده و کوچک است، ولی با گذشت زمان و بی توجهی به آن ببین چه اتفاقی می لفتد:مواد سمی حاصل از التهاب ها به سرعت مشغول نابود کردن بافت های لیفی و ریشه دار متصل کننده در لثه های اطراف دندان ها، می شود. و کانون آلودگی و چرک را در زیر لثه، درون استخوان ها و ریشه دندان ها ایحاد می کند. اینجاست که فاجعه رخ می دهد پیوسته آن حفره فساد و آلودگی، با مخلوطی از چرک و فساد، که با سلول های مرده و ميكروب ها و باقیمانده غذا ترکیب شده است، پر می شود، تا وقتی که لثه به "اوره"[23]مبتلا می شود، و دندان ها در معرض تخریب و افتادن قرار می گیرند.
ولا حول ولا قوة إلا بالله .
راست گفتی سرورم ای محمد (ص)، وقتی فرمودی)السواك مطهرة للفم مرضاة للرب(18)، تأثیر پلاک به همین جا ختم نمی شود بلکه ضرر آن پیشروی می کند تا وقتی که به اعضاء داخلی بدن می رسد و این چیزی است که در این جا مشاهده خواهید کرد.

تأثير پلاک بر دستگاه های داخلي بدن[24]
در قسمت قبل متوجه شدیم که حفره چرکی باعث " اوره " در لثه می شود و آلودگی ها و سموم آن – از طریق خون– به دستگاه ها و أعضاء بدن نفوذ کرده و باعث آسیب دیدگی آن ها می شود.
اول : گزارش های علمي جدید حاکی از آن است که برخی از باکتری های دهانی، مثل باكتري "بورفيروموناز جينجيا فالس"، می توانند به شریان های قلب نفوذ کرده و باعث آسیب دیدگی دیواره قلب شوند. و در زمانی دور یا نزدیک باعث انسداد در قلب و بروز سکته می گردند.
دوم : گزارش های دیگری نیز حاکی ازآن است که بسیاری از افراد مبتلا به زخم معده، دردهان شان تعداد فراوانی از باکتری "هليوكوباكتربيلوري " یافت شده است. این نوع مخرب از باکتری می تواند به معده نفوذ کند و وارد دیواره معده شده و سوراخ های کوچک در آن ایجاد کند، این سوراخ های کوچک کم کم گسترش یافته و معده را زخمی می کنند.
سوم : گزارش های دیگری نیز اظهار می دارند که خطر باكتري های دهان ممکن است به مغز هم، راه یابد. بدین طریق که این باکتری آنزیم هایی را تولید می کند که تراكم چربی در شریان های شاهرگ گردن را افزایش می دهد، تا این که باعث کاهش خون رسانی به سلول های مخ شده و مغز را با سکته قریب الوقوعی تهدید می کند.
چهارم : تنها همین نیست، خطر باکتری های دهان ممكن است به چشم ها، ریه ها، کیسه صفراء، پوست، کلیه ها و به مفاصل بدن هم راه یابد و تأثیرات این کانون و حفره چرکی، به قسمت های مختلف بدن راه می یابد، با این وجود می شود از تمامی این خطرات جلوگیری کرد، البته زمانی که لایه پلاک، که دلیل اصلی تمامی این خطرات و بیماری هاست، از بین برود.

چوب اراک چگونه می تواند پلاک را از بین ببرد؟ و چگونه باعث جلوگیری از بیماری هایی، که قبلاً ذکر کردیم، می شود؟
اعجاز سنت در مسواك زدن [25]
مجله آلمان شرقي در شماره چهارم خود در سال 1961.م، به نقل از مقاله ای از داشمند " روادارت "، مدير مرکز میکروب شناسی دانشگاه روستوك، می نویسد:
"من در سفرنامه افرادی که به سرزمین اعراب سفرکرده بودند در مورد مسواکی که عرب ها استفاده می کنند چیزهایی خوانده بودم، این امر برایم به حالت مسخره آمیز جلوه کرد، و دلیلی شد که من این قوم را عقب افتاده تلقی کنم، که در قرن بیستم با یک تکه چوب دندان های خود را تمیز می کنند. با خود گفتم: چرا در ورای این تکه چوب یک واقعیت علمی نباشد؟
به سرعت شروع به تحقیق کردم، تکه ای از آن چوب را کوبیده و مرطوب کردم، سپس این خمیر را در مزارع کشت باکتری قرار دادم و متوجه شدم که آثاری هم چون تأثیرات پنیسیلین در آن آشکار شد، دکتر "فريد ريك فيستر" افزود، وی در طی هفت سال گذشته غیر از چوب اراک از مسواک دیگری استفاده نکرده است."
شاید این همان چیزی است که أنس بن مالك- رضي الله عنه – از رسول الله– صلى الله عليه وسلم– روایت می کند –در فتح البارى نیز آمده است-، حضرت فرمود:
أكثرت عليكم في السواك [26]

تركيب شیميائي چوب اراک[27]
در این بخش مطالبی را در مورد چوب اراک ارائه می کنم تا هر گونه شک و تردید در این مورد از ذهن خواننده حذف گردد. دانشمندان بعد از این که آزمایش کردند تركيب شيميائي چوب اراک، شاید با مطالعه و دیدن تركيب شيميائي مسواك اراک، دلایل انتخاب این مسراک را توسط نبي اكرم (صلى الله عليه وسلم)، که قطعاً وحیی بوده است که به رسول الله (صلى الله عليه وسلم) وحی شده است، را درک کنیم:
1 – تحقیقات اخیر بر این نکته تأکید دارد که مسواک سبز از چوب اراک حاوی مقدار زیادی ماده تیز مزه است، این ماده ضد عفونی کننده و پاک کننده و باعث جلو گیری از خون ریزی لثه وتقويت آن می شود.
2 – تحقیقات وجود ماده ای تیز به نام "سنجرين"[28]با بوی تند و مزه ای تیز در مسواک را اثبات کردند، این ماده به کشتن باکتری ها کمک می کند.
3 –دكتر طارق الخوري بر وجود كلرايد همراه با سیليكا تأكید دارد، این ها موادی است که باعث سفیدی دندان ها می شود، این ماده چسبناک ميناء را می پوشاند و از پوسیدگی دندان ها جلوگیری می کند.[29]
4 – هم چنین وجود " 3 ميتل آمين"[30]باعث بهبود زخم های لثه و رشد سالم آن می شود. این ماده پاک کننده، باعث اصلاح و کاهش شاخص هیدروژنی حفره دهانی، که به صورت " غير مستقیم " در رشد ميكروبي دهان مؤثر است، می شود. هم چنین محققان مقداری مواد ضد تورم در این چوب کشف کردند.[31]
5 – هم چنین بعد از آزمایش بسیار در ترکیب شیمیایی چوب اراک و استخراج ترکیب و بررسی ارزش دارویی آن متوجه شدند که در چوب اراک مقدار زیادی عنصر فلورين وجود دارد، این ماده باعث صلابت و استحکام دندان ها و نیز جلوگیری از تأثیر اسیدها برای جلوگیری از پوسیدگی، می شود، کار بزرگ تر فلورين در مرحله شکل گیری و نمو دندان ها آشکار می گردد.
6 – غير از عنصر فلورين، مقداری عنصر كلر نیز در چوب اراک یافت می شود، که رنگ بد دندان ها را از بین می برد و هم چنین ماده سيليكا که نقش آن در محافظت از سفیدی دندان ها را فهمیدیم، نیز در چوب اراک وجود دارد.
7 –ماده معروف به" سيليس " به نسبت 4% در چوب اراک یافت می شود، این ماده لایه پلاک را از سطح دندان ها دور کرده و حذف می کند.
8 – ماده "بي كربنات سدیم" را هم از یاد نمی بریم، گروه معالجه دندان، در انجمن دندان پزشکان آمريكا بر نقش این ماده در معالجه و بهبود دندان ها تأکید می کنند.[32]
9 –دانشمندان در چوب اراک ماده ای به نام " سيلفا يوريا " یافتند که باعث ممانعت از سوراخ شدن و پوسیدگی و به دنبال آن جلوگیری از تشکیل مرکز و حفره چرکی در دندان می شود. (توضیح آن قبلاً گذشت.)
10 – تجزیه چوب اراک وجود مقداری از اسید انيسيك، که به دفع خلط از سینه کمک می کند، را اثبات کرد. علاوه بر آن مقداری اسید اسكوربيك و ماده سيتوسيترول نیز در ان چوب وجود دارد، این دو ماده باعث تقويت شریان های خونی غذارسان به لثه، می شوند.
إمام ابن القيم فوائد فراوان مسواك زدن را بیان کرده و در مورد إعجاز سنت نبوي -على صاحبها أفضل الصلاة والسلام- در مسواك زدن، تأکید می کند.[33]
11 – در چوب اراک به میزان 1% مواد خوشبو کننده روغنی یافت می شود که دهان را با عطر خود خوشبو می کنند.
12 – هم چنین محققان، در چوب اراک ماده ای به نام " انثراليتون " یافتند که در تقويت اشتهاء غذا خوردن و هم چنین در تنظيم حركت روده ها مفید است.

بعد از این تفاصیل می خواهم سؤالی مطرح کنم :
پس کی می خواهیم این حدیث نبي اکرم– صلى الله عليه وسلم– را تصدیق کنیم وقتی که حضرت فرمود:"السواك مطهرة للفم مرضاة للرب"[34]

تفاوت بين چوب اراک و خمیر دندان:
بعضی سؤال می کنند اگر مواد موجود در چوب اراک را جدا کرده و در خمیر دندان به کار ببریم آیا همان تأثیر چوب اراک را دارد و همان کار را انجام می دهد؟
یکي از بزرگترین دانشمندان علم دندانپزشکی در جهان به این سؤال پاسخ گفته است. وی با انجام تحقیقات و آزمایشات بسیار و صرف هزینه فراوان مواد موجود در چوب اراک را استخراج کرده و به صورت خمیر دندان درآورده و نام آن را Qualimeswaks گذاشت، این خمیر دندان توسط یک شرکت سوئیسی به نام "فارما بازل ليمتد" در بازار عرضه شد، اما تأثیری که در چوب اراک بود در این خمیر دندان وجود نداشت.
علت چیست؟
دلیل این قضیه به وجود ترکیبات شیمیایی فراوان در چوب اراک بر می گردد. این چوب حاوی عناصر دیگری هم است که تنها بعد از واکنش با بزاق دهان ظاهر می گردند و ناباورانه، در بزاق ترکیبات جديدی یافت شد که در عصاره آزمایشگاهی اراک یافت نشده بود.
این ترکیبات از کجا آمدند؟
دانشمندان بعد از تجزیه و تحلیل های دقیق دریافتند که این ترکیبات در اصل جزو ترکیبات اراک طبيعي است، اما این درخت دارای تركیبات دیگری نیز هست که تأثیر آن تنها زمانی آشکار می شود که با آنزيم های بزاق دهان ترکیب شود، بعد از ترکیب در بین دسته های باکتری های مضر دهانی جولان کرده و در زمانی اندک می تواند 97% میکروب ها را از بین ببرد.
علاوه بر آن، نیرو های سه گانه ای هست که چوب اراک را متمایز می گرداند و آن نیروها عبارتند از:"ميكانيكي – شيميائي – حیاتی"
آزمایشات و تحقیقات اثبات کرد که دهان ها و دندان ها تعتبر از بین می برد مضن مثالية برای رشد و تكثیر ميكروب ها در همین زمان بود که خمیردندان ها را ساختند، و در آن از مواد پاک کننده و ضد عفونی کننده و انواع آنتی بیوتیک های کشنده ميكروب، به مقدار فراوان استفاده کردند، طولی نکشید که اختراع شان نتیجه عکس داد، چون دندان پزشکان متوجه شدند که این خمیردندان عامل مستقیم در ایجاد اختلال در توازن طبيعي و دقيق بدن است. (به دیگر سخن این مواد عوارض جانبي دارند.)
اما چوب اراک، بدون ایجاد اختلال در توازن طبيعي بدن انسان، تمام نقش ها و وظایف خود را انجام می دهد، و بلکه بالعكس به بدن انسان کمک می کند تا به بهترین و بالاترین درجات توازن طبيعي ممكن دست یابد.
علاوه بر این، برخی از حالات مسمومیت کودکان آمريكایی در نتیجه خوردن ماده فلورايد موجود در خمیر دندان نیز مشاهده شد.[35]
رسول الله – صلى الله عليه وسلم – فرمود: )أمرت بالسواك حتى خشيت أن يكتب على[36]. "به مسواک زدن امر شدم آن گونه که ترسیدم بر من فرض گردد."

نقش تربيتی مسواك زدن (دارویی برای ترک اعتیاد):
تحقیقات حاکی از آن است که بین دست و دهان گرایش فیزیولوژیکی و ارتباط میکانیکی وجود دارد که أساس ساخت سیگار و نیز عامل مشترك بين بیماری و درمان است. نمونه این واقعیت عکس العمل کودکان در مکیدن دست است، اعتیاد در حالت عدم وجود جایگزین مناسب برای سلامتی رخ می دهد.[37]
آقای " دريد لحام " در نوار ويديوئی که سازمان بهداشت جهانی در سال 2001 به مناسبت روز جهانی اعتیاد منتشر کرد این گونه اظهار کرد:
"اعتیاد به سیگار اساساً اعتیاد به مکانیزم حركتی است که بين دهان و دست رخ می دهد."
بدان: ( نکته مهــم )[38]
امروزه بسیاری از دانشمندان با صراحت تمام فریاد می زنند که مسواک وخمیر دندان بهتر است و دلیل می آورند که در با گذشت زمان قوانین تغییر می کنند.
جعمی از دانشمندان غربی – غير مسلمانان – قبل از دانشمندان مسلمان، پاسخ آن ها را دادند واظهارات پزشکان مصري و دمشقي, و رؤسای بخش های دندان پزشکی در دانشگاه های مختلف جهان، علاوه بر آن چه قبلاً در این تحقیق ذکر کردیم، در مورد تأثیر این مسواک را تأیید می کنند.
حكم به استعمال مسواک و خمیر دندان به جای مسواك چوبی، با این بهانه که با گذشت زمان قوانین و احکام تغییر می کنند، و با گرفتن چیز پست تر به جای چیز بهتر، صادر شد. پس در زمان های عقب ماندگی إسلام و پیشرفت غرب – در زمینه صنعت – مسواکی که وارد زندگی ما شد، ارزش و فایده کم تری نسبت به چوب اراک داشت.
علاوه بر این، گزارش های صادره از ( A.D.A) جمعیت داندان پزشکان آمریکا بیان می کند که مسواک پلاستيكي، به دلیل عدم قدرت آن بر نفوذ به لایه مخاط دهانی (ماده بزاق)[39]، بر فعالیت باکتری ها تأثیری ندارد و فقط آن ها را می پوشاند و همان تکه مسواك چوبی، به دلیل داشتن خاصيت کشش و انجذاب، است که قادر به کشتن باکتری ها می باشد.
هم چنین گزارش های صادره از انجمن دندان پزشکان آمريكا حاکی از آن است که بعد از 14 روز استفاده از مسواک پلاستیکی، باکتری ها بر روی آن رشد می کنند.[40]
حقیقت همین است که دشمنان اسلام هم به آن اعتراف کردند.

پــــایـان
بعد از این سلسله بحث ها در مورد یکی از جنبه های اعجازسنت نبوي و بعد از این که با براهین و دلایل علمی ثابت شد هیچ جای شک باقی نمی ماند که:
" مسواك زدن از دیدگاه علمي بحته موضوع از عرصه شبهات و سؤالات طرح شده درباره آن، خارج شد و بر سریر سیادت مواد طبيعي مؤثر در سلامتی بدن و دهان در کشورهای پیشرفته امروزی جای گرفت".
و می گویم:
مسواک زدن از قوانین فطری انسان بود، سپس روش زندگی نبي اکرم– صلى الله عليه وسلم – شد و روش زندگی پیامبر بهترین روش برای زندگی است. نبي اکرم- صلى الله عليه وسلم - تا زمان وفات به این کار پایبند بودند. روایت شده که حضرت محمد، صلى الله عليه وسلم، در هنگام وفات، امت رابه مسواک زدن وصیت فرمود.[41]
والمحافظة على السنة سبب رباني للتمكين في الأرض .
"رعایت سنت دلیل الهی برای حکومت بر زمین می گردد."
شاید آن چه مورخان در مورد پیروزی مسلمانان در نبرد نهاوند و دیگر حوادث به خاطر مسواك بیان می کنند، بهترین نمونه برای آن باشد.
ای کسانی که در دینی غیر از اسلام بدنبال گمشده خویش هستید، ای کسانی که کورکورانه از غرب تقلید می کنید و فکر می کنید که غربیان برتر از شمایند، و ای کسانی که روش محمد – صلى الله عليه وسلم – را رها کرده و در غیر روش او بدنبال آرامش و پیشرفت هستید، و ای کسانی که فریاد برمی آورید که "دین اسلام دین بازگشت به گذشته و عقب ماندگی است"، و ای کسانی که بهتر را با پست تر عوض می کنید.
و ای تمام کسانی که از دین فهم اشتباه دارید:
این سنت حبيب ما، حضرت محمد– صلى الله عليه وسلم – است که پیش روی ما قرار داده و برای ما نقل فموه است، همان معصومی – صلى الله عليه وسلم – که در مورد ما بسیار با حرص و تلاش رفتار می نمود
لَقَدْ جَاْءَكُمْ رَسُوْلٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيْزٌ عَلَيْهِ مَاْ عَنِتُّمْ حَرِيْصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِيْنَ رَءُوْفٌ رَحِيْمٌ[42]
قرآن که قانون امت مسلمان است و کسی که به وسیله آن سخن بگوید، دروغ نمی گوید، و هر کس با آن حکم کند عدالت ورزیده است، و هر کس آن را ترک کند ستمکاری است که الله متعال عمر و برکت او را کم می کند، و کسی که از راه هدایت بخش آن طغیان کند الله متعال او را گمراه می کند.
پس چرا از روش و قانونی که اگر به آن عمل کنیم، الله حکیم و خبیر از آن راضی می گردد، روی گردان هستیم و نتطفل على فتات موائد وقوانين بشر مثلنا لا يملكون موتا ولا حياة ولا نشورا ؟
اسلام، قانون امت است و نمونه روشی برای هرزمان ومكان است، پس دین اسلام نيست شایسته لأي زمان ومكان فحسب بل هي تصلح أي زمان ومكان ، الله عظيم الشأن راست گفت که:
سَنُرِيْهِمْ آيَاْتِنَاْ فِيْ الْآفَاْقِ وَفِيْ أَنفُسِهِمْ حَتَّىْ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ[43]
"به زودی نشانه هایمان، که در آفاق و درون خوشان است، را به آن ها نشان خواهیم داد تا برای آن ها روشن شود که (الله و نشانه های او) حقیقت است."
این تلاشی بود که در جهت معرفی سنت نبي اکرم– صلى الله عليه وسلم – انجام دادم، اگر درست بود، این همان چیزی است که آرزوی آن را داشتم و اگر درست نبود، همان تلاش در این جهت و اهمیت دادن به آن مرا بس است.
در پایان از الله متعال خواستارم که آن چه را که نمی دانیم به ما بیاموزد، و آن چه را که می دانیم برایمان مفید گرداند، و ما را راه راست هدایت نماید، که او بهترین مولى و بهترین همراه است.
حال سؤالی می پرسم که باید تمامی وجدان های بیدار و منصف به آن پاسخ دهند:
"یا أیُّها الذین آمنوا لِمَ تقولونَ ما لا تَفَعَلونَ * کَبُرَ مَقتاً عِندَ اللهِ أن تَقولوا ما لا تَفَعَلونَ"[44]
(ای کسانی که ایمان آورده اید چرا سخنی می گویید که به آن عمل نمی کنید، در پیشگاه الله بسیار سخت و مورد غضب است که حرفی بزنید که به آن عمل نمی کنید.)؟؟؟
آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين .


مهم ترین منابع و مؤاخذ
====================
1 – قرآن كريم جل من أنزله
2- حديث شريف:
صحيح البخاري – صحيح مسلم - سنن النسائي – سنن الدار مي – مسند الإمام أحمد – صحيح الجامع آلباني - الموطأ إمام مالك – صحيح ابن خز يمه .
3 - إمام نووي، المجموع شرح المهذب .
4 – ابن القيم، زاد المعاد في هدى خير العباد.
5 صنعانى، سبل السلام، ، دار الفجر .
6-عبد الرازق كيلانى الحقائق الطبية في الإسلام چاپ : دمشق .
7– د / غياث الأحمد الطب النبوي في ضوء العلم الحديث .
8– روائع الطب الإسلامي بخش چهارم، د / محمد نزار الدقر .
9- مجلة العلم المصريه شماره ( 319 – آوریل 2003 )
10- http/www.siwak.net

گردآوری از:
أحمد حسين خليل حسن
دانشکده الدراسات الإسلاميه – دانشگاه الأزهر Ahmed_gz@yahoo.com
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1]سورة فصلت آيه53
[2]النجم 3, 4
[3]صحيح - ر.ک: صحيح الجامع ،آلباني
[4]التغابن 8
[5]آلبانی آن را از أبى هريرة صحیح دانسته است, "با تصرف"
[6]أخرجه النسائي والدا رمى ,و أحمد در مسندش از عائشة رضي الله عنها نقل می کند.
[7]لغت نامه المحيط، فيروزآبادى .
[8]المدثر4
[9]التوبه 108 .
[10]لغت نامه المحيط .
[11]صحيح مسلم بشرح نووي ؛ المجموع شرح المهذب – "با تصرف"
[12]سبل السلام – فضل السواك – چاپ: دار الفجر
[13]مالك در الموطأ ,أحمد در مسنده و النسائي سنن ,و ابن خزيمه آن را صحیح دانسته است,و بخارى آن را بهصورت حاشیه ذکر کرده است, والحديث متصل لكن بلفظ "عند كل صلاه" ابن منده می گوید: اسناد آن همگی صحیح اند , ر.ک: اللؤلؤ والمرجان .
[14]بداية المجتهد ونهاية المقتصد، ابن رشد .
[15] . Salvadoraceae
[16]. salvadora Persica
[17]مجله العلم المصريه (319 - آوریل 2003 م ) تحقیق دكتر فوزي عبد القادر الفيشاوى، استاد دانشکده کشاورزی – دانشگاه أسيوط
[18] . Plaque
[19] . Dental Plaque
[20] . Bacterial Plaque
[21]مرجع قبلی .
[22]تخريج آن قبلاً گذشت- ر.ک: صحيح الجامع، آلبانى
[23]. اوره به رسوب گذاری مئاد غذایی در بدن اطلاق می شود.
[24]الحقائق الطبيه فى الإسلام د/ عبد الرازق كيلانى – چاپ: دمشق
[25] www.siwak.net
[26]صحيح البخارى – ر.ک: فتح البارى
[27]مجله العلم (319 – آوريل 2004
[28]. Sinnigirin
[29] http/ www.siwak.net
[30]. Tri methyl amin
[31]روائع الطب الإسلامى- جـ4، د/ محمد نزار الدقر
[32]مجله العلم المصريه شماره(319 - آوريل 2003 )
[33]زاد المعاد من هدى خير العباد، ابن القيم– "با تصرف"
[34]تخريج آن قبلاً گذشت- حاشیه شماره (1، ص 2 – ر.ک: صحيح الجامع .
[35]مجله العلم المصريه شماره 319 - آوریل 2003 م
[36]آلباني آن را حسن دانسته است– صحيح الجامع، آلبانى
[37] http/ www.siwak.net
[38]مرجع قبلی.
[39] . Mucin
[40]مرجع قبلی.
[41]الطب النبوي في ضوء العلم الحديث – د/ غياث الأحمد
[42]. التوبه 128
[43]. فصلت 53
[44]. سوره الصف، آیات 2 و3

به نقل از:
http://www.55a.net
 

خواص طبي نماز

Posted by محمد


خواص طبي نماز 

نويسنده: محمد إحسان خراميد

برخي از کارشناسان معتقدند نماز خواندن تنها غذاي روح انسان نيست , بلکه جسم انسانها را نيز تقويت مي کند.
و آنها را در مبارزه با مشکلات روزمره ياري مي دهد . وقتي چشمها در حالت نماز ثابت مي ماند جريان فکر هم خود به خود آرام شده و در نتيجه تمرکز فکر افزايش مي يابد. ثابت ماندن چشم باعث بهبود ضعف و نواقصي مانند نزديک بيني مي شود و به لحاظ رواني اين حالت باعث افزايش مقاومت عصبي فرد شده و بي خوابي و افکار نا آرام را از انسان دور مي کند.
ايستادن در حالت نماز باعث تقويت حالت تعادلي بدن شده و قسمت مرکزي مخچه که محل کنترل اعمال و حرکات ارادي است را تقويت مي کند و اين عمل باعث مي شود فرد با صرف کمترين نيرو و انرژي به انجام صحيح حرکات بعدي بپردازد. نماز قسمت فوقاني بدن را پرورش داده و ستون مهره ها را تقويت کرده و آن را در حالت مستقيم نگاه مي دارد.

تقويت أحشاء و ماهيچه هاي شکم , حفظ سلامت دستگاه گوارش و رفع يبوست مزمن سوء هاضمه و بي اشتهايي از ديگر خواص نماز خواندن و رکوع در نماز است.
کارشناسان مي گويند در حالت رکوع ماهيچه هاي اطراف ستون مهره ها منبسط مي شود که در متعادل و آرام کردن سمپاتيک موثر است.
مدت زمان خواندن ذکر رکوع نيز باعث تقويت عضلات صورت و گردن ساق پا و رانها مي شودو به اين ترتيب به جريان خون در قسمتهاي مختلف بدن سرعت مي بخشد.
تنظيم متابوليسم بدن فراهم نمودن زمينه از بين رفتن اکثر بيماري ها از بدن , کمک به افزايش حالت استواري و استحکام مغز و بهبود ناراحتي هاي تناسلي و نارسايي هاي تخمدان از ديگر خواص رکوع در نماز است.
سجده نيز ستون مهره هاي بدن را تقويت کرده و دردهاي سياتيک را آرام مي کند. سجده علاوه بر از بين بردن يبوست و سوء هاضمه ,پرده ديافراگم را تقويت کرده و به دفع مواد زايد بدن به دليل فشرده شدن منطقه شکمي کمک مي کند.
سجده همچنين باعث افزايش جريان خون در سر شده که اين امر با تغذيه اين غدد باعث حفظ شادابي , زيبايي و طراوت پوست مي شود.
حالات سجده به واسطه باز شدن مهره ها از يکديگر باعث کشيده شدن اعصابيکه قسمتهاي مختلف بدن را به مغز وصل مي کند,شده و اين اعصاب را در يک حالت تعادلي قرار مي دهد که اين عم براي سلامت انسان بسيار حائز اهميت است
سجده باعث آسودگي و آرامش در فرد شده و عصبانيت را تسکين مي دهد. استحکام بخشيدن و تقويت عضلات پاها و ران ها , کمک به نفخ معده و روده , بهبود فتق , از خواص نشستن بعد نماز است.
روشن است که نماز فلسفي خاص خود را دارد که معراج مومن و مايه ي قرب به حق است و آن را بايد فقط براي خداوند تعالي خواند و نه به انگزه فوايد و آثاري از اين دست, ولي آگاهي از اين دست نظرات علمي نيز مي تواند براي برخي مفيد باشد.


به نقل از:

http://www.55a.net

Posted by محمد

خواص آب زمزم

تحقيقات يك دانشمند ژاپنى نشان مى دهد، هزار قطره آب معمولى با اضافه شدن يك قطره از آب زمزم، خواص زمزم را پيدا مى كند

نتايج تحقيقات با استفاده از فناورى نانو نشان مى دهد آب زمزم در مكه مكرمه، آب معمولى نيست بلكه از خواصى برخوردار است كه در هيچ يك از آب هاى جهان پيدا نمى شود.
شبكه تلويزيونى العالم به نقل از پايگاه اينترنتى باب، با اعلام اين مطلب توضيح داد: نتايج تحقيقات نانو تكنولوژى يك دانشمند ژاپنى نشان مى دهد اگر يك قطره از آب زمزم به هزار قطره آب معمولى افزوده شود، آن هزار قطره آب معمولى، خواص آب زمزم را پيدا مى كنند.



دكتر ماساروا يموتو از محققان ژاپنى افزوده است در تحقيقات و مطالعات علمى خود بر آب زمزم با استفاده از فناورى نانو نتوانسته است هيچ يك از خواص آب زمزم را تغيير دهد.
دكتر ايموتو گفته است آب زمزم منحصر به فرد و از آب هاى ديگر متمايز است و ساختار بلورى آب زمزم با همه آب هاى جهان متفاوت است.
اين محقق ژاپنى اظهار داشته است همه مطالعات و تحقيقات در آزمايشگاه ها نتوانست هيچ يك از خواص اين آب را تغيير دهد و ما تاكنون نتوانسته ايم علت آن را تشخيص بدهيم.
وى در پايان گفته است آب زمزم يك آب معمولى نيست.

 

معجزه علمى در نماز شب

Posted by محمد

معجزه علمى در نماز شب

در کتاب "نسخه های خانگی تجربه شده و اسرار شفای طبیعی" نوشته گروهی از نویسندگان آمریکایی که در سال 1993 م به چاپ رسیده، آمده است: برخاستن از بستر در شب و انجام حرکات ساده در منزل و برخی تمرینات سبک ورزشی و شستن دست ها و پاها و مالش دادن آنها با آب و تنفس عمیق برای سلامتی بسیار مفید است. با اندکی تأمل در این توصیه ها در می یابیم که همه این حرکات در وضو و نماز شب تجلی می یابد. جالب اینکه نبی اکرم اسلام پیش از همه این تحقیقات در اشاره ای معجزه گونه به نماز شب می فرماید:"نماز شب را بر پا دارید که صالحان پیش از شما به آن می پرداختند، تقرب به باری تعالی و دوری از گناه و کفاره بدی ها و دور ساختن درد از جسم در آن نهفته است". امام احمد در مسند خود و ترمذی و بیهقی و حاکم در مستدرک آن را آورده و ابن عساکر از ابی درداء آن را روایت کرده و البانی نیز در صحیح جامع در حدیث شماره 4079 به آن اشاره کرده است. درباره نحوه رفع درد از جسم توسط نماز شب ثابت گردیده است که:نماز شب ترشح هورمون "کورتیزول" را (که کورتیزون طبیعی بدن است) کاهش می دهد به ویژه که نماز شب چند ساعت پیش از بیدار شدن برای وقت سحر(یک سوم آخر شب) اقامه می شود که این امر از افزایش ناگهانی قند خون که برای بیماران مبتلا به این عارضه خطرناک است و نیز از افزایش ناگهانی فشار خون جلوگیری می کند و مانع سکته مغزی و بیماری های مزمن قلبی در بیمارانی می شود که به آن دچار هستند.نماز شب از خطر انجماد خون در رگ های شبکیه چشم که به سبب کندی جریان خون در خلال خواب صورت می گیرد و نیز افزایش فشار خون به سبب استفاده کم از مایعات یا کمبود شدید آن در بدن جلوگیری می کند. علاوه بر آن از بیماری های مشابه ناشی از چاقی مفرط و تنگی نفس که مانع از بازگشت خون از سر از طریق سیاهرگ می شود، می کاهد. نماز شب برای بیمارانی که به انواع التهاب مفاصل همچون روماتیسم و غیره دچار هستند به خاطر حرکات سبک و مالش دادن با آب به هنگام وضو مفید است و بیماری آنان را بهبود می بخشد. نماز درمان کارآمدی برای بیماری "عدم تحرک طولانی مدت" است، زیرا بدن در حین اقامه نماز شب، به حرکت واداشته می شود و تحرک ساده و ملایم آن هم به صورت منظم از روش های اصلی درمان این بیماری به شمار می آید.نماز شب بدن را از شر تجمع گلسترول های سه گانه ( موسوم به چربی های بد) می رهاند. این نوع گلسترول پس از صرف غذای پر چرب در وعده غذایی شبانه، انباشته می شود که در نتیجه آن خطر ابتلا به بیماری های انسداد شرایین قلب در این بیماران در مقایسه با دیگران 32 درصد بیشتر است. نماز شب از مرگ های ناگهانی به دلایل مختلف به ویژه ناشی از سکته قلبی و مغزی می کاهد. نماز شب همچنین خطر مرگ ناگهانی به دلیل افزایش ضربان قلب را کاهش می دهد که تنفس هوای پاک خالی از آلودگی های روزمره به ویژه دود وسایط نقلیه و عوامل حساسیت‌زا را هم به همراه دارد. از آنجا که در نماز شب تلاوت قرآن و تدبر و تأمل در آن زیاد است این امر ذهن را فعال می سازد و بر توان آن در انجام فعالیت های مختلف می افزاید. تکرار اوراد و اذکار به ویژه اذکاری که صبح و شب بر زبان جاری می شود، از ابتلا به بیماری آلزایمر و ضعیف شدن ذهن در دوران پیری و ناامیدی و دیگر بیماری ها جلوگیری می کند. نماز شب به دلایل ناشناخته ای مانع از بروز بیماری موسوم به زنگ گوش می شود یا از شدت آن می کاهد. خداوند بهترین حفظ کننده و ارحم الراحمین است.بار پروردگارا، ای ارحم الراحمین! لطف و مرحمت خود را شامل حال ما گردان و ما را عاقبت به خیر کن.
مصدر: سايت نوار اسلام
IslamTape.Com

چرا اسلام خوردن گوشت خوک را حرام کرده است؟

Posted by محمد

چرا اسلام خوردن گوشت خوک را حرام کرده است؟

اسلام اولین دینی نیست که خوردن گوشت خوک حرام کرده است بلکه آیین یهودی نیز آن را تحریم نموده است و تا اکنون هیچ یهودی در اروپا و آمریکا، مگر استثناء گوشت خوک را مصرف نمیکند و کسی آن را بر یهود ایراد نگرفته بلکه غرب عادات دین یهود را گرامی میدارد. آنگاه که حضرت مسیح - علیه السلام - آمد. تصریح کرد - همچنانکه در انجیل بیان شده - به اینکه نیامده است تا ناموس را نقص کند بلکه آمده تا آن را کامل نماید، یعنی؛ نیامده است تا قوانین یهود را و در بین آن، تحریم گوشت خوک را تغییر دهد. پس بر این اساس، منطقی آن است که گوشت خوک در آیین مسیحیت نیز حرام باشد. هنگامی که اسلام آمد او نیز در امتداد دیگر ادیان آسمانی گذشته، گوشت خوک را تحریم کرد و قرآن کریم در چهار جا صریحاً آن را بیان کرده است. از جانب دیگر - به اضافه این تحریم دینی - اسباب و دلائل دیگری وجود دارند که این تحریم را تأکید میکند - از جمله، دانشمندان مسلمان اثبات کردهاند که خوردن گوشت خوک به تندرستی زیان میرساند مخصوصاً در مناطق گرمسیر علاوه بر آن، آیات قرآنی حرمت گوشت خوک را با حرمت گوشت میت و خون یک جا جمع کرده است. خوردن گوشت میت و خون به دلیل جمع شدن انواع میکروب و مواد مضر ثابت شده است پس گوشت خوک نیز در این مضرات بر آنان حمل میشود. اگر ابزار و آلات جدید و مدرن در گوشت خوک، خون و ریههای آن، کرمهای بسیار خطرناک را کشف کرده است، چه کسی ضمانت میکند که آفات دیگری نیز وجود ندارند که هنوز کشف نشدهاند. انسان به قرنهای متمادی نیاز دارد تا یک آفت را کشف کند. خداوندی که انسان را آفریده است. اسباب سود و زیان او را از همه کس بهتر داند و قرآن بر این حقیقت تأکید میکند و میفرماید : و فوق کل ذی عم علیم
(ما فوق هر عالمی، عالمی است). یوسف / 76. اسلام برای ضروریات نیز حساب باز کرده و محرمات را در آن مباح نموده است و در این مورد قاعدة مشهوری است که می گوید : (ناچاری حرام را حلال میکند). بنابراین اگر ضرورتی - که جان انسان را به خطر افکند - پیش آمد و مسلمان را ناچار کرد از غذاهای حرام از جمله گوشت خوک استفاده کند، هیچ اشکالی ندارد. همچنانکه قرآن به این مسأله اشاره میکند : فمن اضطر غیرَ باغٍ و لا عادٍ فلا إثمَ علیه (البقره / 173).
(آن کسی که مجبور شود (به خاطر حفظ جان از اشیاء حرام بخورد) در صورتی که علاقهمند و متجاوز (از حد سد جوع) نباشد گناهی بر او نیست. اما نباید استفاده از خوراک حرام از حد ضرورت (سدجوع) تجاوز کند در غیر اینصورت متجاوز و گناهکار به حساب میآید.

سؤال پیرامون چشم زدن

Posted by محمد

سؤال پیرامون چشم زدن

س 1: حسود چه فرقی با شخص شگفت‌زده [غیرحسود] دارد؟
ج : شگفتزده‌ای که حسادت نمی‌ورزد کسی است که آرزوی زوال نعمت دیگری را نمیکند و اگر آن را وصف کند و ندانسته ذکر خدا را فراموش کرده و آن وصف را متبرک نکند، شیطان از این وصف غیرمتبرک راهی برای نفوذ به شخص وصف شده مییابد و به اذیت و آزار او میپردازد، ایجاد چنین مشکلی ممکن است از طرف یک دوست و یا یک مرد صالح و نیکوکار صورت پذیرد ولی در هر صورت از روی تعمّد نیست 

ولی حسود کسی است که آرزوی زوال نعمت از محسود را دارد و در وصف دیگری از ذکر خدا و تبرک کردن آن روی میگرداند، در این حالت شیطانی به اذن خدا محسود را هلاک میسازد و این چشم زدن است که شتر را هلاک و گرفتار سرنوشت کرده و آدمی را روانه قبرستان میسازد. این چشم زدن جز از جانب یک روح خبیث صورت نمیپذیرد روح جنینی که در ایمانش به قضا و قدر نقص و خلل وجود داشته و لذا مثل یهود و امثال یهود رشک میبرد.

س 2 : چگونه باید اثر (آب دهان، عرق و ...) چشم زننده را گرفته و آیا علم چشم‌زننده‌ به این کار مانع تأثیر مداوا میشود؟
ج : اثر چشم زننده را از هر چیزی که با وی در ارتباط بوده، میتوان گرفت، مثلاً از آب دهان، عرق بدن و ... زیرا هدف از این کار انتقال رایحه چشم زننده به چشم خورده است تا باعث طرد شیطان مسلط گردد. اثر چشم زننده علاوه بر آب دهان و عرق میتواند از باقیمانده غذا و یا آب او جمع آوری شود و یا هر چیز مباح دیگری که با بدن او در ارتباط بوده، حتی از دستگیره دری که چشم زننده - ولو یکبار - به آن دست زده باشد.اینکه چشم زننده متوجه شود که اثری از او برای شخص چشم خورده، گرفته میشود هیچ خللی در مداوا ایجاد نمیکند، چرا که پیغمبر(ص) به عامر امر کرد که دست و پاها و ... خود را برای ریختن آب آن بر سر سهل بشوید و عامر خود به این امر واقف بود.

س 3 : چگونه چشم‌زننده‌ را شناسایی کنیم؟
ج : گاهی بیمار میشنود و یا برای او نقل میشود که شخصی بدون ذکر خدا و تبرک کردن به توصیف او پرداخته است، یا اینکه خوابی میبیند که گویا شخص معینی او را چشم میزند، یا بدون هیچ دلیل مشخصی نسبت به بعضی افراد احساس ناراحتی میکند، و یا در اثنای قرائت قرآن بر او به هنگام مداوا شخص و یا اشخاصی به ذهن او خطور میکنند که اغلب همینها او را چشم زده‌اند.این راههای شناسایی چشم‌زننده‌ ظنی بوده و یقینی نیستند و با حفظ حسن ظن [نسب به همه] از این طریق استفاده میکنیم.

س 4 : شناسایی چشم‌زننده‌ از طریق شرعی چه فرقی با هیپنوتیزم دارد؟
ج : در شناسایی شرعی به حدیث پیغمبر (ص) عمل میشود ولی در هیپنوتیزم ساحر و چشم‌زننده‌ به کمک شیاطین شناخته میشوند و این کار حرام بوده، هیئت همیشگی افتاء و مباحث علمی در فتوایی به شماره (20361) در تاریخ 17/4/1419 ه . آن را تحریم کرده است.

 
س 5 : آیا چشم زدن باعث بیماریهای جسمی و مشکلات مادی و اجتماعی هم میشود؟
ج : بله. چشم زدن از شفای بسیاری از بیماریهای عضوی جلوگیری و بلکه باعث تشدید آن میشود، همچنانکه باعث مشکلات مادی، زناشویی و قطع ارتباط و بسیاری از مصیبتهای دیگر میشود. پیغمبر(ص) فرمودند : «بیشترین تعداد از امت من، بعد از قضا و قدر الهی، با چشم خوردن میمیرند».
و واضح است که مصیبتهای کمتر و کوچکتر از مرگ راحتتر توسط چشم زدن پدید آیند.

س 6 : آیا گرفتن اثر چشم‌زننده‌ برای یکبار کافی است و یا باید در چند نوبت انجام شود؟
ج : فایده این اثر [آب دهان یا عرق] برای بیمار مثل غذا بوده و یکبار کفایت میکند، علاوه بر این تکرار این کار باعث ایجاد وسواس میشود. البته چنانچه طرف به چشم زدن مشهور شده باشد - به دلیل کثرت شیاطین - چند نوبت از او اثر [آب دهان و یا عرق بدن و یا  […میگیریم.شایسته است نسبت به چشم‌زننده‌ حسن ظن داشته باشیم، با او قطع ارتباط نکرده و از او کینه به دل نگیریم، چرا که هر انسانی در معرض این عمل است.

س 7 : آیا افزودن آب و روغن زیتونی که قرآن بر آن خوانده شده، از تأثیر مداوا نمیکاهد؟
ج : خیر. از آنجا که قرآن شفا و نور است، هرگز از تأثیر مداوا نمیکاهد و تجربه نیز این را ثابت کرده است.پیغمبر(ص) آب وضوی خود را به بعضی از صحابه داد تا برای تبرک آن را بر روی زمینی بپاشند که قبلاً یک پرستشگاه بوده و الان قرار است مسجدی در همانجا احداث شود، پیغمبر(ص) بعد از دادن آب وضوی خود فرمود : «این آب را بر آن زمین بپاشید که جز پاکی نیفزاید».اگر آب متبرک با وضوی پیغمبر(ص) به جز پاکی نیفزاید، بیشک و به طریق اولی آبی که با قرائت کلام پروردگار متبرک شده است نیز به جز پاکی نیفزاید.

س 8 : آیا اثر [آب دهان، عرق بدن و ...] گرفته شده به همین صورت استعمال میشود و یا باید جوشانده شود؟
ج : بهتر است به همان صورت خام استعمال شود ولی جوشاندن آن هم اشکالی ندارد.

س 9 : در صورتی که از دو چشم‌زننده‌، برای یک بیمار واحد، اثر بگیریم، آیا میتوان آن دو اثر را با هم مخلوط کرد؟
ج : استعمال اثر به صورت مخلوط و یا جداگانه فرقی نمیکند و آنچه مهم است اینکه مداوا سریع انجام شود.

س 10 : آیا گرفتن اثر باعث ایجاد عداوت و دشمنی نمیشود؟
ج : گرفتن مقداری اثر از چشم‌زننده‌ به اذن خدا باعث مداوای بیمار میشود و چون ظنی بوده و مطمئن نیستیم که توسط آن شخص چشم خورده است، نباید باعث دشمنی گردد.

س 11 : آیا در صورتی که تعداد زیادی [علاوه بر چشم‌زننده‌] به دستگیرهی دری دست بزنند و یا از زمان ارتباط او با دستگیرهی در مدت زیادی سپری شده باشد، باز هم اثر به دست آمده از آن نافع و سودمند خواهد بود؟
ج : بله. مقصود از استعمال آن انتقال رائحه چشم‌زننده‌ به چشم خورده است و این هدف محقق میشود، و بهترین مثال برای اثبات این مطلب بوئیدن و تشخیص رایحهها توسط سگ میباشد که بعد از سپری شدن مدت طولانی هم میسر است و شیطان بهتر از سگ آن رایحه را تشخیص میدهد زیرا در حدیثی از ابوهریره نقل شده است که «شیطان بسیار حسّاس بوده و به سرعت میخورد [و از بین میبرد]، پس مواظب خودتان باشید

س 12 : آیا انسانی که همیشه دعاهای دفع بیماریها و بلاها را میخواند، باز هم ممکن است چشم بخورد؟ آیا عالِم نیز چشم میخورد؟
ج : بله. چنین انسانی نیز در صورت عصبانیت که از شیطان و وسوسه او نشأت میگیرد، در اثر ضعیف شدن تأثیر دعاها، ضعیفالنفس شده و شیطان میتواند در او نفوذ کند.در مورد چشم خوردن یک عالِم، حادثه ابان بن عثمان دلیل خوبی بر صحت این مطلب است : أبان در حالی که دچار رعشه و لرزه شده بود این حدیث پیغمبر(ص) را برای شخص دیگری میخواند که : «هر کس بگوید : به نام خدایی که با ذکر اسم او هیچ چیزی در آسمان و زمین نمیتواند زیان و ضرر برساند و خداست شنوای دانا. در این صورت هیچ چیزی به آن شخص ضرر نمیرساند». شخص مقابل با شنیدن این حدیث از أبان با حالت تعجب به او خیره شد، أبان گفت : چرا به من خیره شده‌ای؟ به خدا بر پیغمبر(ص) دروغ نبسته‌ام ولی خود در اثر عصبانیت به این بیماری دچار شده‌ام.وقتی که این عالم جلیل القدر چشم بخورد در حالی که این حدیث را روایت کرده است، دیگران به طریق اولی چشم میخورند، هر کس دچار عصبانیت شود باید دوباره دعای حفظ و صیانت بخواند.

س 13 : آیا از طریق دشمنی با چشم‌زننده‌ میتوان از شر او ایمن بود؟
ج : خیر. و این کار درست نیست و تنها راه دفع چشم خوردن، خواندن دعاهای حفظ و صیانت است.

س 14 : آیا معالجه پزشکی به تنهایی کافی نیست؟
ج : خیر و بلکه اصل در مداوای بیمار قرآن درمانی است و معالجات پزشکی اسبابی هستند که بعد از تعویذ قرار میگیرند. بهتر است بیجهت اموال و دارایی فراوانی را صرف معالجه بیماریهای خیالی و آزمایشات آن بیماریها نکنیم که این کار وقت، دارایی و تلاش و کوشش ما را بیهوده هدر داده، بودجه دولتی عظیمی میطلبد و به جای این کار میتوان با قرار دادن یک قانون رسمی مداوای از طریق تعویذ و قرآن درمانی را جایگزین آن سازیم و برای این کار تعویذکنندگان شایسته را برگزینیم. و بعد از این و در درجة بعدی به سراغ دواهای پزشکی برویم تا به حدیث پیغمبر(ص) عمل کرده باشیم که فرمودند : «از شفای قرآن و عسل بهره بجویید».

س 15 : علت شیوع چشم زدن در دوران معاصر و افزایش نفوذ و تسلط شیطان چیست؟
ج : بدون شک تسلط و نفوذ شیاطین جن و انس در این روزگار جلب توجه میکند که علتهای زیادی دارد از جمله : فشار زندگی و رشد آزمندی فراگیر، از بین رفتن تقیّدات دینی و کم شدن رواج اوراد و اذکار و طبیعی است که شیطان در چنین شرایطی فرصت مناسبی مییابد تا دلهای غافل را به چنگ آورد.در مورد شیوع چشم زدن در این روزگار : پیغمبر(ص) فرمودند : بیشترین تعداد امت من بعد از قضا و قدر الهی در اثر چشم خوردن میمیرند. و در جایی دیگر به صورت هشدار به صحابه(رض) فرمودند : از شما به خاطر فقر نمیترسم، بلکه از شما به خاطر دنیایتان میترسم که در آن به مسابقه و افزونخواهی میپردازید همچنانکه امتهای قبل از شما این کار را کردند و این کار باعث هلاکت شماست همچنانکه آنها را هلاک کرد.از علل دیگر شیوع چشم زدن در این روزگار میتوان به نوع زندگی اجتماعی اشاره کرد، در گذشته همه با هم در یک ظرف غذا میخوردند و با یک ظرف آب مینوشیدند و چنانچه حسادتی هم وجود میداشت از این طریق بیتأثیر و خنثی میگشت، ولی امروزه هر کسی ظروف و لباسهای جداگانهای دارد و تماس و ارتباطها کم شده است و همین کار باعث شیوع چشم زدن و به دنبال آن باعث احساس نیاز شدید به کلینیکهای قرآن درمانی و تعویذخوانی شده است. این علم نیز مثل سایر علوم اصیل اسلامی است، با این تفاوت که جامعه نخستین اسلامی به خاطر خواندن مداوم اوراد و اذکار نیازی به تعویذ نداشتند چون راه نفوذ و تسلط شیطان را مسدود کرده بودند، ولی در روزگار ما با وجود فراوانی اوراد و اذکار چاپ شده، متأسفانه اعتنایی به آن نمیشود و جز در صورت نیاز و یا به هنگام فراغت، کسی سراغ آن را نمیگیرد و معمولاً به عنوان یک عرف و عادت خوانده میشوند تا یک عبادت.

س 16 : چرا بعضی از تعویذنویسان برای مداوای بیماری از شیوة خفه کردن [جن] استفاده میکنند؟ و نظر شما در مورد پزشکی که تأثیر تعویذ در مداوای بیماریهای عضوی و جسمی مثل شکستگیها را انکار میکند و میگوید : تعویذ به چه کار شکستگی میآید و شکستگی باید گچ گرفته شوند، چیست؟
ج : قرآن کریم به هر نیتی خوانده شود برای آن کار مفید و مؤثر است و این یک قاعده‌ی اصیل دینی است که باید به آن باور داشته باشیم قرآن به سه شیوه در معالجة بیماریها و تعویذ مورداستفاده قرار میگیرد :
1
- شفای بیماری های عضوی و ... .2- هدایت انسانها و جنیان [که در بدن بیمار نفوذ میکنند]، خداوند می‌فرماید :قُلْ هُوَ لِلَذّینَ آمَنُوا هُدًی و شِفَاءٌ
بگو : قرآن برای مؤمنان مایه راهنمایی و بهبودی است.3- احراق جنّ در داخل جسد بیمار.متأسفانه اکثر تعویذکنندگان از دو شیوه‌ی اول غفلت میورزند و به شیوه‌ی سوم مداوا میکنند که مشقت و اذیت بیمار و تعویذکننده را در پی دارد و در نتیجه دوره‌ی معالجه به طول میانجامد و گاهی به چند سال میرسد در حالی که اگر به نیت هدایت آن جنی تعویذ کنند در کمتر از سه روز شفا حاصل میشود و ما این شیوه را آزموده‌ایم و به فایده آن پی برده‌ایم. و حتی آب و روغن زیتونی که قرآن به نیت هدایت و شفا بر آن خوانده شود بسیار سودمند خواهد بود.در جواب سؤال دوم که آیا تعویذ فایده‌ای به عضو شکسته میرساند یا نه، میگوئیم: آری حتماً سودمند خواهد بود و بلکه به اذن خدا شفا را تسریع می‌بخشد همچنانکه مشاهده شده است مثلاً اگر قرار بوده گچ به مدت دو ماه بر روی دست باقی بماند، مشاهده شده که در کمتر از یک ماه شفا حاصل شده است و این مطلب در گزارشات پزشکی درج شده است. و قبل از هر چیزی حدیث پیغمبر(ص) در داستان مارگزیده و شفای آن از طریق تعویذ گویای این مطلب است در حالی که نیش زدن مار یک بیماری جسمی است و شکر خدا بین ما و پزشکان مشهوری که موافق تعویذ هستند همکاری زیادی وجود دارد.

س 17 : ضابط مشروعیت تعویذ و قرآن درمانی کدام است؟ و آیا تعویذ مبنای علمی هم دارد یا یک مسأله تعبدی صرف است؟
ج : برای پی بردن به مشروعیت تعویذِ افرادِ تعویذکننده دو راه وجود دارد : اول : عرضه آن بر علماء و تأیید علماء و دوم بریء بودن آن از شائبة شرک همچنانکه پیغمبر(ص) فرمودند : «تعویذتان را بر من عرضه کنید، تا زمانی که شائبه شرک در آن نباشد، بیاشکال است».تعویذ یک علم قائم به ذات است و بلکه برای مداوا اصل و مبنا است که مورد سهلانگاری واقع شده است، حتی ابن تیمیه آن را از پایههای جهاد و آن را جهاد انبیاء و صالحان با شیطان قلمداد میکند. بنابراین قرآن درمانی هم علم است و هم عبادت، و در حالی که غرب به سرعت مشغول ایجاد کلینیکهای روان درمانی بوده و در داخل بیمارستانها نیز بخشی با این اسم ایجاد میکند، ما، امت اسلامی، که برای این کار شایستهتریم آنرا انجام نمیدهیم، مخصوصاً که ما صاحب یک رسالت آسمانی هستیم. بنابراین قرآن درمانی و تعویذ، تنها برای تبرک نیست، بلکه علمی است با ضوابط مشخص و نباید بدون آگاهی از آن و شناخت راه و روش آن به انجام آن بپردازیم.

س 18 : آیا گرفتن اثری کم از چشم‌زننده‌ کافی است یا حتماً باید او را شسته و از آن استفاده کنیم؟
ج : بر اساس تجربه اثر کم و محدود برای مداوا کافی است، چرا که مقصود انتقال رایحه چشم‌زننده‌ به چشمخورده است ولی اگر شست و شو ممکن باشد بهتر است. در هر صورت مراد انتقال رایحه است ولی حتی اگر برای از بین بردن میکروب و آلودگی جوشانده هم شود، اشکالی نخواهد داشت.

س 19 : چگونه میتوان از چشم خوردن در امان بود؟
ج : این کار از دو طریق امکانپذیر است، اول : میتوان با ذکر مداوم خدا و خواندن اورد صبحگاهی و شامگاهی حفظ و صیانت خود را فراهم کرد. دوم : از طریق پوشاندن محاسنی که ممکن است چشم بخورند همچنانکه بغوی نقل کرده که حضرت عثمان(رض) با دیدن پسربچه بانمکی فرمود : خال سیاهی به زنخ [گودی چانه] او بزنید تا چشم نخورد.

س 20 : بعضی از تعویذنویسان برای مداوای بیمار وقت مشخصی مثل غروب آفتاب را تعیین میکنند، نظر شما در این باره چیست؟
ج : تعویذ برای مداوای بیمار است هر زمان که نیاز داشته باشد بدون اینکه به زمان معینی اختصاص یابد و کسی که این کار را میکند باید دلیل بیاورد.

س 21 : بعضی از تعویذنویسان در اثنای مداوای بیمار خسته میشوند که شروع خستگی خمیازه کشیدن است، آنها به بیمار میگویند : شما چشم خورده‌ای چون ما [دچار خستگی شده و] خمیازه می‌کشیم، این مطلب چه اندازه صحت دارد؟
ج : این مطلب میرساند که تعویذنویس خودش چشم خورده و نمیداند.

س 22 : در حدیث مداوای عثمان بن أبی عاص نقل شده که پیغمبر(ص) به سینه او زد و گفت : «خارج شو ای دشمن خدا!» و این دلالت بر اعمال خشونت در اثنای تعویذ دارد، ولی شما با نیت شفای بدن و هدایت جنِ نفوذیافته تعویذ میکنید، چگونه این دو امر با هم قابل جمع و تلفیق هستند؟
ج : آغاز همین حدیث جواب این سؤال را بیان میکند، زیرا عثمان بن ابی عاص به رسول اکرم(ص) گفته بود : در نمازهایم چیزی بر من عارض میشود [و حالتی به من دست میدهد] که نمیدانم چه میخوانم، و پیغمبر(ص) فرمودند : این شیطان است [که عارض میشود]. در این حالت خاص است که سختگیری مینمائیم چون این جن مسلط یک شیطان کافر است زیرا از نماز رویگردان میباشد، با این وجود پیمبر(ص) به اخراج او مبادرت ورزید و نه کشتن وی. و این تنها یکی از راههای مداوا بوده و دلیلی ندارد که قاعده‌ای کلی تلقی شود بلکه تدرج در هر کاری لازم است.

س 23 : بعضی از روانپزشکان اصرار زیادی میورزند بر اینکه قرآن درمانی همان هیپنوتیزم بوده و هیچ تفاوتی باهم ندارند و حدیث «چشم زدن حقیقت دارد و شیطان و حسادت باعث ایجاد آن میشوند» را تضعیف میکنند. نظر شما در این باره چیست؟
ج : بله. بسیاری از روانپزشکان بر این رأی هستند و بلکه قرآن درمانی را یکی از شیوههای روان درمانی قدیمی و یا تلقین مینامند، اینان اگر به دنبال حقیقت باشند، آن را مییابند، و ما برای نیل به ثواب الهی با اینها مجادله و مناقشه نمیکنیم.در مورد حدیث مورد بحث هم که تضعیف میکنند، ما سند آن را در فصل دوم همین کتاب بازگو نمودیم، ولی باز به فرض ضعیف بودن آن حدیث، یک شاهد حدیثی دیگر در صحیح مسلم وجود دارد که آن را تقویت میکند و آن حدیث جابر است که گوید : از رسول خدا(ص) شنیدم که میفرمود: «شیطان در همه امور انسان حاضر میشود». آیا چنین شیطانی به هنگام چشم زدن حاضر نمیشود؟
خداوندا! حق را به ما بنمایان و توفیق پیروی از آن را به ما عطا بفرما و باطل را به ما بنمایان و توفیق اجتناب از آن را نصیب ما بگردان.

س 24 : به چه دلیلی چشم‌خورده باید اثر گرفته شده از چشم‌زننده‌ را بنوشد؟
ج : در انتهای همان حدیث مشهور چشم زدن آمده که : «گمان میکنم که پیغمبر دستور داد از آن بنوشد و سهل نوشید.»

س 25 : آیا میتوان یک جن صالح را به کار گرفت؟
ج : بعضی از علماء از جمله شیخ الاسلام ابن تیمیه اجازه این کار را داده‌اند و به نظر بنده گرچه این کار جایز است ولی به لحاظ عملی کاری مشکل است و این سختی عللی دارد از جمله : اختلاف و تفاوت مخلوقات، احتمال جهل آدمی و احتمال فریبکاری از ناحیه آن جن، مثلاً ممکن است از طریق نیرنگ خود را صالح جلوه دهند و فرد مسلمان را به طاعات مشخصی مثل ذکر خدا مشغول و از اموری مهمتر باز دارند و یا به دنبال باز ماندن از این امور مهمتر او را معاقبه کنند تا به جای ترس از خدا باعث ایجاد ترس از آنها شود. و مکرهای گوناگون دیگر، به علاوه که این کار خدشه‌ای در عقیده و توکل بر خدا و استعانت از اوست چرا که کتاب خدا و سنّت رسول اکرم(ص) ما را از این کارها بی‌نیاز میکند.در نشست سه‌شنبه مجله «الریاض» که مؤلف به همراه گروهی دیگر از تعویذنویسان در آن شرکت داشتم، سؤالاتی از استاد دکتر ناصربن عبدالکریم عقل - رئیس سابق گروه عقاید و مذاهب معاصر دانشگاه اسلامی امام محمدبن سعود - پرسیده شد که در ادامه همان سؤالات به همراه جوابهای دکتر عقل نقل میشود :س 26 : آیا تعویض منافی توکل نیست؟
ج : خیر. تعویذ به هیچ وجه منافاتی با توکل ندارد زیرا تعویذ نیز از اسباب مشروع بوده که پیغمبر(ص) هم آنرا انجام داده و هم انجام آن را تأیید و هم به انجام آن امر فرموده است، عمومیت حدیثی را که میفرماید : «بله، ای بندگان خدا از مداوا استفاده کنید ...» مؤید همین مطلب است. پیغمبر(ص) در حدیثی دیگر به اسماء بنت عمیس فرمودند که تعویذ کند : «چرا برادرزاده‌هایم را نحیف و ضعیف میبینم؟ آیا به خاطر نیازمندی است؟ اسماء جواب داد : نه، بلکه چشم خورده‌اند، پیغمبر(ص) فرمود : برای آنها تعویذ بخوان».هرگاه پیغمبر(ص) بیمار میشد، بنا بر نقل صحیح مسلم، جبرئیل بر او تعویذ میخواند.از پیغمبر(ص) سؤال شد که آیا تعویذ قضا و قدر الهی را بر میگرداند. آن حضرت جواب داد : تعویذ، خود، قضا و قدر الهی است و از دیدگاه پیغمبر(ص) هر تعویذی که به شرک نیانجامد و شروط شرعی تعویذ را دارا باشد، جایز است همچنانکه در حدیثی فرمودند : «تعویذهایتان را بر من عرضه کنید، تعویذ در صورتی که به شرک نیانجامد ایرادی ندارد».

س 27 : آیا تعویذ [و شیوه آن] مثل سایر عبادات توقیفی است و یا تابع اجتهاد و تجربه، همچنانکه مفهوم حدیث پیغمبر(ص) نیز مؤید این مطلب است که فرمودند : «تعویذهایتان را بر من عرضه کنید، تعویذ در صورتی که به شرک نیانجامد ایرادی ندارد» و ضابط تجربه در این مورد چیست؟
ج : تعویذ شرعی تابع اجتهاد و تجربه است در صورتی که شروط آن مراعات گردد از جمله :تعویذ با کلام خدا، حدیث پیغمبر(ص) و دعاهای صحیحی که شائبه شرک و بدعت ندارند و با الفاظ روشن و مفهوم انجام گیرد.تعویذ از لغز، طلسم و دعاهای نامفهوم و حرکات رمزی خالی باشد.تعویذخوان و بیمار هر دو باید شفابخشی قرآن را باور داشته و این اسباب دوایی پزشکی را در پرتو تقدیرات الهی سودمند بدانند.
 
خلوص نیت و توجه به خدا در هنگام قرائت و دعا.

 
س 28 : آیا تعویذ برای معالجه بیماریهای عضوی و جسمی هم مورد استفاده قرار میگیرد؟ حکم پزشکان و فرهنگیانی که تعویذ شرعی را مسخره میکنند چیست؟ و نظر شما دربارة کسی که میگوید : قرآن درمانی ارتباطی با این بیماریها ندارد و این کار خرافات است، چیست؟
ج : تعویذ یک راه شرعی برای مداوا بوده که خداوند شفاء را در آن قرار داده است، بیماریهای عضوی و جسمی با آن مداوا میشود و اقرار به این مسأله مقتضی ایمان به خدا و تسلیم شدن در برابر کلام او و احادیث پیغمبرش(ص) میباشد همچنانکه یک نفر، شخص دیگری را که عقرب نیش زده بود با خواندن سورة فاتحه تعویذ و شفا داد و پیغمبر(ص) این امر را تأیید فرمود.و مسلمان - پزشک و غیرپزشک - باید شفای شرعی تعویذ را باور کند مخصوصاً شفا با قرآن را : هُدیً وَ شِفَاءٌ
]
قرآن در بر گیرنده] هدایت و شفاست.و: شِفَاءٌ وَ رَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنینَ
]
قرآن در بر گیرنده] شفا و رحمت است برای مؤمنان.در احادیث نیز به شفابخشی قرآن اشاره شده است : جبرئیل پیغمبر(ص) را قرآن درمانی کرده و گفت : «به نام خدا تو را سالم گردانده و از هر دردی شفا میدهد ...». و پیغمبر(ص) در جای دیگر فرموده : «[قرآن] هر دردی را شفا میدهد».این احادیث علاوه بر اثبات شفابخشی قرآن، به خاطر عمومیتی که دارند شفابخشی قرآن برای همه بیماریها را ثابت میکنند حتی بیماریهای جسمی و عضوی.و با مطالعه سنّت پیغمبر(ص) درمییابیم که پیغمبر بیماریهای جسمی را نیز از طریق قرآن درمانی مداوا نموده است.کسانی که مداوای امراض جسمی با قرآن را خرافات میپندارند از نادانی و جهلشان نسبت به دین سرچشمه میگیرد، بسیاری از افراد اسباب شرعی را با علوم تجربی مقایسه میکنند و این اساساً از درک نادرست از دینداری نشأت میگیرد. و اگر نه چنانچه باور میداشتند که خداوند همه علوم و از جمله طبابت را به انسان آموخته و همو اسباب شرعی (غیر از دواهای پزشکی و مادی محسوس) را نیز قرار داده است در این صورت مشروعیت قرآن درمانی و تأثیر ثابت شده آن را انکار نمیکردند. البته لازم به یادآوری است که اسباب غیرمشروع مثل سحر، شعبدهبازی و نیرنگ زدن حرام بوده و جایگاهی در معالجه ندارند.

س 29 : منظور ابن حجر(رح) از گفته زیر چیست : «چشم زدن گاهی با شگفت زدن و بدون حسادت ایجاد میشود و گاهی عامل چشم خوردن یک دوست و یا یک مرد صالح است ...»؟ آیا شخص چشم‌زننده‌ الزاماً حسود هم هست؟ و آیا همنشین و دوست و آدم صالح به هنگام شوخی و یا توصیف به نیت مدح هم باعث چشم خوردن میشوند؟
ج : اصل در چشم خوردن حسود بودن چشم‌زننده‌ است و گاهی هم در اثر غبطه شخص و بدون حسد ظاهری ایجاد میشود بطوری که گاهی یک دوست و یا یکی از نزدیکان غیرحسود باعث چشم خوردن هستند. بنابراین دوست، خویشاوند و نیکوکار نیز از طریق توصیف یا شوخی و یا مدح، عامدانه و یا بدون تعمد باعث چشم خوردن میشوند.

س 30 : در حدیث أمامه بن سهل، پیغمبر(ص) میفرماید : «من تتهمون؟»، معنی اتهام در این حدیث چیست؟ و مشروعیت آن تا کجاست؟ و آیا برای گرفتن اثر از چشم‌زننده‌ - حسود یا شگفتزده - باید خودش هم مطلع شود و یا بهتر است این کار برای پرهیز از ایجاد دشمنی بدون آگاهی او انجام گیرد؟
ج : معنی اتهام واضح بوده و عبارت است از اینکه : چشم خورده به گذشتهاش فکر کند و مواضعی را که احتمال میدهد در آن چشم خورده باشد به یاد بیاورد، در این حالت اشخاصی به ذهن او خطور میکنند که صحبتهایشان مقتضی وجود حسادت، غبطه و یا توصیف او باشد و از این طریق شخص چشم‌زننده‌ را - به طور ظنی و تقریبی - شناسایی کند تا شاید مقدمهای برای شفای درد او باشد. قصه عامربن ربیعه و سهل بن حنیف بیانگر این مطلب است.اما اینکه چشم‌زننده‌ از گرفتن اثر از او مطلع گردد مسألهای نسبی است و باید به عواقب امر توجه داشت : چنانچه اطلاع چشم‌زننده‌ باعث عصبانیت و کینهجویی او شود باید از این کار پرهیز کرد ولی در صورتی که چشم‌زننده‌ شخص عاقلی باشد و اطلاع او باعث مفسده نشود، شایسته است او را مطلع گردانده و در تهیه اثر از او کمک بخواهیم، ولی هر دو صورت - ان شاء الله - نافع و سودمند خواهد بود.